ديگر آنكه اسعد السلطنه پسر مرحوم ايلخانى قشقايى ضعيفهء فاحشهاى را در منزل خود آورده و لباسهاى مادر خود را به او پوشانيده كه برايش رقص نمايد ، خواهرش كه عيال بيگلربيگى است خبردار مىشود ، به بيگلربيگى مىگويد حكما اين ضعيفه را بايد گرفته سياست نماييد . بيگلربيگى هم به كدخدايان شهر سپرده هرچه فاحشه در شهر است گرفته بياوريد . حال هر روزه كدخدايان در شهر افتاده و فاحشهها را گرفته مىبرند منزل بيگلربيگى ، مشار اليه هم آنها را سياست كرده مبلغى ترجمان از آنها مىگيرند . اسباب مدخول خوبى بيگلربيگى براى خود فراهم آورده است ، تا به حال قريب سيصد چهار صد تومان از اين كار جمع كرده است .
ديگر آنكه شاگرد خبازى به سن ده دوازده سال پسر استاد خود را كه به سن چهار سال مىباشد برداشته از درب دكان كه به منزل ببرد ، در بين راه آن پسر را بىسيرت مىنمايد . حال او را گرفتهاند در حبس بيگلربيگى است . تعجب است كه پسرى دوازده ساله با بچهء چهار ساله اين عمل را نمايد ، كارها خيلى خراب شده مگر خداوند خودش ترحم فرمايد .
مورخهء روز چهارشنبه غرهء شهر صفر المظفر سنه 1318 مطابق سىام ماه مى 1900 .
از 2 صفر 1318 مطابق 31 مى 1900
معين الشريعه پسر جناب امام جمعه كه به مكهء معظمه رفته بود مراجعت كرده روز شنبه چهارم وارد شيراز شد ، از اعيان و اشراف شهر استقبالى به مشار اليه كردند ولى محض اينكه مكه رفته و به مدينه به زيارت قبر مطهر حضرت رسول نرفته مشرف شوند همه كس ملامت به مشار اليه مىكنند و بد مىگويند .
ديگر آنكه سيد عطاء الله روضهخوان محض اينكه روى منابر اغلب بد به طايفهء قواميه مىگفت و فاحشا فحش به حاجى عز الملك عمهزادهء قوام الملك مىداد ، مخصوصا در مجلسى كه حاجى مسعود الدوله برادر حاجى عز الملك حضور داشته خيلى فحش به حاجى عز الملك مىدهد و بلند روى منبر فرياد مىزند كه " همهء اهل مجلس بدانيد من هرچه بد مىگويم و فحش مىدهم مقصود و منظورم حاجى عز الملك است " . آنقدر بد مىگويد كه حاجى مسعود الدوله متغير مىشود و از مجلس برخاسته مىرود و ميگويد " اگر صدمهاى به اين سيد وارد آيد محض همين حرفهاى بىمعنى است كه مىزند " . شب هنگام كه سيد از روضهخوانى فارغ شده به منزل خود مىرفته چهار پنج نفر جلو او را گرفته يكى از آنها با قداره زخمى به سرش مىزند . فرداى آن شب روضهخوانها محض خاطر سيد هيچ جا روضهخوانى نكردند . از قرار معلوم به تحريك حاجى عز الملك سيد را مجروح كردهاند . دو سه نفر را بيگلربيگى گرفته حبس كرده است ، يك نفر را هم تهمت زدهاند ، گريخته رفته در سيد حاجى غريب بست نشسته است . ليكن هنوز محقق نيست كه كى زده است .
ديگر آنكه نواب و الا مؤيد الدوله به آباده رسيده است . از قراريكه تلگراف كرده بودند روز هيجدهم وارد شيراز خواهند شد .
ديگر آنكه يك نفر روس با دو سه نفر سوار قزاق دو سه روز است وارد شيراز شده ، هنوز