قريب به آباده هستند . عماد نظام كه رفته ، عبد الله خان پيش عماد نظام نيامده ، اشخاصى كه عبد الله خان را نمىخواهند تماما آمدهاند و اظهار تشكى از عبد الله خان كردهاند ، و حال عماد نظام درصدد اصلاح است ولى مشكل است ميانهء عبد الله خان و كدخدايان قشقايى اصلاح شود چونكه خونى بهم شدهاند .
ديگر آنكه پسر آقا ميرزا هدايت الله پيشنماز در دهى كه يك فرسخى شهر است به آنجا رفته بوده ، شب هنگام كه مراجعت مىكند پشت دروازهء قصابخانه خودش و آدمش را برهنه كرده آنها را كتك زياد زدهاند ، الاغى هم كه سوار بوده از مشار اليه مىگيرند ، فرداى آن شب آن الاغ را برهنه در بيرون شهر سر داده بودند . معلوم نيست كه كى اين كار را كرده ، به حكومت عارض شدند ، حال درصدد اصلاح اين كار هستند .
ديگر آنكه شخص بقالى پسر خود را برده در اطاق و يكدستى او را وركشيده است و نان هم روى آن بيچاره بسته ، بعد از پنج ساعت فوت مىشود . قوام الملك مىفرستد آن شخص را مىآورند نگاه مىدارند ، مبلغى پول از او گرفته مشار اليه را رها مىكند .
مورخهء روز جمعه نهم شهر ربيع الاول سنه 1316 مطابق بيست و نهم ماه جولاى سنه 1898 .
از 10 ربيع الاول 1316 مطابق 30 جولاى 1898
كارهاى حكومتى از قرار سابق است . حكما هشتاد هزار تومان از سركار و الا فرمانفرما به جهت پيشكش و وجه مساعده مىخواهند و رئيس تلگرافخانهء ايرانى را مأمور كردهاند كه بگيرد ، سركار و الا فرمانفرما هم تلگراف كردهاند به وكيل خود در طهران كه وجهى بدهند ، ولى معين نيست كه چقدر بدهند .
ديگر آنكه روز قبل از عيد مولود سركار و الا فرمانفرما ميهمان جناب امام جمعه بودند در كوشك بىبىچه كه دو فرسخى شيراز است ، از تمام اعيان و اشراف فارس و عملهجات سركار و الا فرمانفرما نيز دعوت كرده بودند .
ديگر آنكه روز عيد مولود سركار و الا فرمانفرما سلام نشستند و شليك توپ كردند .
ديگر آنكه تلگرافا به حكومت خبر رسيد كه جناب امين السلطان به منصب جليلهء صدارت برقرار شدهاند ، و از اين خبر سركار فرمانفرما خيلى مكدر شدهاند ، ولى تمام اهل شيراز از اين خبر خوشحال شدهاند بلكه تمام اهل ايران خوشحال هستند .
ديگر آنكه دور شهر و بيرونها خيلى مغشوش است ، هر شب بيرون دروازهها آدم برهنه مىكنند ، غروب كه مىشود هيچكس جرات ندارد تنها از شهر بيرون رود .
ديگر آنكه دو شب قبل محرر جناب امام جمعه از دروازهء شادى الله بيرون رفته به قدر هزار قدم دور نشده كه ريختند بر سر مشار اليه ، كتك زيادى به او زده از سر تا پا برهنهاش كردند .
به حكومت عارض شدند ، ابدا درصدد پيدا كردن سارقين نيستند . خيلى بدتر از سال معتمد الملكى شده است ، مخصوصا گويا سركار و الا فرمانفرما ميل دارند كه اغتشاش شود .