تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
ديگر آنكه در خود شهر هر شب خيلى بىنظمى واقع مىشود ، بهجت الملك از قوام الملك مؤاخذهء سخت نموده است . ديگر آنكه اهل فارس تماما از حكومت نواب و الا فرمانفرما كراهت دارند چونكه از قرار مذكور بعض حالات دارند . ديگر آنكه حاجى ميرزا حسن فسايى حكيم‌باشى از فسا از راه سيمكان مىخواسته به شيراز بيايد قريب به سيمكان دزد روى آنها ( ريخته ) و حال آنكه دو نفر غلام از جناب قوام الملك همراه داشته سارقين شليك تفنگ مىكنند يك نفر غلام زخمى مىشود و آن غلام ديگر هم گلوله مىخورد ، بعد از آن اسباب حاجى ميرزا حسن را مىبرند . از قرار مذكور قريب چهارصد تومان وجه نقد همراه داشته‌اند با لباس و اسباب ديگر كه بوده برده‌اند . مىگويند سارقين طايفهء عرب بنى عبد اللهى بوده‌اند ، از قرار مذكور در اين طايفهء بنى عبد اللهى كه تمام قطاع الطريق هستند هفتصد تفنگ مارتين است و سركردهء آنها محمد مراد عرب است و كسى چارهء او را نمىكند تمام اطراف فارس مغشوش است . ديگر آنكه بواسطهء نيامدن باران تمام اجناس ترقى كرده‌اند ولى الحمد الله حال دو هفته است متدرجا باران خوبى آمده است . ديگر آنكه شخص ده ميدانى مىرود درب دكان مسگرى كه يك سينى مس بخرد ، شخص مسگر پسرى داشته به سن چهارده سال آن شخص مىگويد اين پسر را همراه من روانه كن تا قيمت سينى را به او بدهم بياورد . آن پسر را برداشته مىرود . چند روز آن شخص و پسره پيدا نمىشوند . آن پسرهء بيچاره را برده بود در بيرون دروازهء شادى الله و در قنات آب انداخته بود ، آن پسره خفه شده بود ، پس از بدست آوردن آن شخص ده ميدانى خودش اقرار كرده بود كه به آن پسره به زور عمل خلاف شرع كردم ، به من گفت كه مىروم به پدرم مىگويم . خيال كردم كه اسباب زحمتى براى من فراهم خواهد آمد ، او را در چاه انداختم . حال آن شخص در حبس است ، تلگراف به نواب و الا فرمانفرما كرده و تكليف خواسته‌اند . ديگر آنكه كارهاى حكومتى به همان حال سابق است ، نواب و الا فرمانفرما هنوز وارد اصفهان نشده‌اند . مورخهء روز پنجشنبه بيست و يكم شهر رجب سنه 1315 مطابق شانزدهم ديسمبر سنه 1897 .

از 22 رجب 1315 مطابق 17 ديسمبر 1897

الحمد الله بارانهاى به موقع و نافع آمده است و تسعير اجناس هم به همان حال سابق است ، گندم يك من تبريز بيست و شش شاهى ، جو يك من بيست و دو شاهى ، برنج يك من هشت عباسى است ، نان هم يك من بيست و شش بيست و هفت شاهى است . ديگر آنكه بواسطهء اخبارى كه در روزنامهء حبل المتين نوشته بود كه در شب بيست و هفتم ماه رجب اجتماع ستارگان نحس مىشود و خطرها زياد دارد ، اهل شيراز ديشب تا به صبح تمام