كشيكچىباشى دو سه نفر غلام مىفرستد به جهت مطالبهء پول ، دو سه روز امروز و فردا مىكند بعد از دو سه روز غلامان به سختى مطالبه مىكنند ، پسر جناب شيخ الاسلام با غلامان گفتگو مىنمايد غلامان با قمه يا با كارد زخمى منكر بدست پسر شيخ الاسلام مىزنند ، شيخ الاسلام هم عقب بهانه مىگشت فورا سوار شده به عنوان قهر از شهر بيرون مىرود ، در باغ مسمى به صاحب اختيارى كه قريب به دروازهء باغ شاه مىباشد منزل مىكند كه به طرف طهران برود ، علما مطلع مىشوند تمام مىروند كه ايشان را معاودت دهند ، نمىآيد . حكومت مطلع مىشود قوام الملك و نصير الملك و بعض اجزاء حكومتى را مىفرستند كه ايشان را به شهر بياورند نمىآيد . علما هم دو روز مسجد نرفته و نماز نخواندهاند ، شورشى نزديك بود برپا شود . بعد از جانب جناب ناظم الدوله اعزاز السلطنه مىرود قرار مىدهد كه كشيكچىباشى را عزل و اخراج بلد نمايند و غلامان را ببرند در منزل شيخ الاسلام تنبيه نمايند پانصد تومان بده پارساله را تخفيف دهند و پانصد تومان هم امساله به شيخ الاسلام تخفيف بدهند و جناب ناظم الدوله هم برود منزل ايشان به عذرخواهى . شيخ الاسلام راضى شده خواستند كه از باغ به شهر بيايند ، حاجى سيد على اكبر بناى بدحرفى و فحش را به شيخ الاسلام و حكومت و اجزاى ايشان مىگذارد و از باغ بدون خداحافظى بيرون مىرود . به هر قسم بود شيخ الاسلام را به شهر آوردند ، روز بعد هم جناب نظام الدوله به ديدن ايشان رفتند .
ديگر آنكه اهالى فسا به ضابط خود كه حاجى مسعود الدوله باشد شوريدهاند بيشتر از رؤساى آنها رفتهاند در اصطهبانات بست نشستهاند و بعض ديگر در خود فسا در امامزادهء مشهور به شاهزاده قاسم بست نشستند ، حكومت هم حاجى مسعود الدوله را احضار به شيراز نمودند . از قرارى كه معين شده خيلى اجحاف و تعدى و بدسلوكى به آنها كرده ، از قرار مذكور ماليات خبازى و قصابى كه پارسال از دولت معاف ابدى شده امساله به جبر و تعدى از آنها گرفته است .
ديگر آنكه سه روز است هوا خيلى گرم كرده و شبانه روز ابر است .
ديگر آنكه امساله بواسطهء كم بارانى آب كاهيست آبها خيلى كم شده و قيمت پيدا كرده است بعضى از زراعتهاى دور شهر و باغات كم آبى مىكشند .
ديگر آنكه راههاى طرف فسا و جهرم خيلى مغشوش است اغلب قوافل را مىزنند دزد آن سامان از طايفهء عرب و بهارلو است ، اين اوقات كارهاى حكومتى بهتر از سابق است چونكه بصيرت در كارها بيشتر پيدا كردهاند .
ديگر آنكه تسعير اجناس زياد شده حال التحرير كه پانزدهم ماه صفر است جو از قرار يك من هشتصد دينار گندم يك من يك ريال و بيست و شش شاهى و برنج جنپا يك من سى و دو شاهى است .
مورخهء روز جمعه پانزدهم شهر صفر المظفر سنه 1315 مطابق شانزدهم ماه جولاى 1897 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 528
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥٢٨