ديگر آنكه امساله گرمسيرات هم گرانى است ، دشتى و دشتستان و كازرون از قرار مذكور قحطى است ، جو يكمن دو قران گندم يك من سه قران و چهار قران آن هم پيدا نمىشود .
ديگر آنكه كارهاى حكومتى از قرار سابق است ، ايام عاشورا در باغ حكومتى شبيه بيرون آوردند ، اسباب تجملات تعزيه را خوب فراهم آورده بودند ، جناب ناظم الدوله خودشان در منزل عليحده مىنشستند و جنابان اعزاز السلطنه و سعد السلطنه در كاخ مىنشستند به جهت پذيرايى اعيان و اشراف .
ديگر آنكه ميرزا فرج الله خان كه پيشتر نوكر مرحوم صاحب ديوان بود حاكم كازرون شده دو سه روز است كه رفته است .
ديگر آنكه راهدارى از كازرون و خشت برداشته شده و قرى ده شاهى در رفتن از شيراز و وقرى دهشاهى مراجعت از بوشهر مىگيرند ، دو راهدار كازرون و يك راهدار خشت در اياب و ذهاب وقرى يك قران خواهند گرفت ، راهدار دالكى و برازجان اگر قبول كنند قرار است وقرى پنج شاهى در اياب و ذهاب بگيرند ولى هنوز برقرار نشده و حاكم دشتى و دشتستان قبول نكردهاند .
ديگر آنكه حكومت ميرزا احمد على مستوفى پسر حاجى ميرزا محمد حكيمباشى را به جهت صاف نمودن حساب پارسالهء فارس روانهء طهران نمودند كه حساب پارسالهء را پس بدهد .
ديگر آنكه روز قتل بواسطهء ازدحام زياد كه از تمام محلات شيراز كتل بسته و در تكيهء حكومتى و در مسجد نو آورده بودند پسرهاى به سن دوازده سال زير دست و پاى اسب مقتول شده است .
ديگر آنكه پسر امام جمعه كه ملقب به اعتماد الاسلام بود و بيست و پنج سال از سن او مىگذشت به ناخوشى ورم معده روز بيست و نهم ذيحجه فوت شد ، جناب امام جمعه بواسطهء اين قضيهء بزرگ ضعف بهم رسانيدهاند اگرچه چشمهاى ايشان بواسطهء نزول آب قدرى نابينا شده ولى به سبب اين مصيبت سخت به كلى ديگر چشمشان نابينا شده كه هيچ نمىبيند ، سه روز ختم در مسجد نو گذاردند روز سيم جناب جلالت مآب ناظم الدوله آمدند و ختم را برچيدند .
مورخهء روز شنبه هيجدهم شهر محرم الحرام سنه 1315 مطابق نوزدهم ماه جون سنه 1897 .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 526
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٥٢٦