تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
به فاصلهء دو روز ، ديگر سه روز و دو شب باران بسيار سختى آمد كه رودخانهء سنگين جارى شد اين بارانها به جهت زراعت همه جا نافع بود خصوصا به جهت گرمسيرات ، به جهت كر ملخ هم فايده دارد جان خواهند گرفت . ديگر آنكه از قرار مذكور و نوشتجات طهران امساله هم حكومت فارس با سركار و الا ركن الدوله خواهد بود ، حضرت و الا ظل السلطان و حضرت و الا نايب السلطنه خيلى جد و جهد به جهت فارس دارند ، ولى چون ميل صدرات عظمى نيست مشكل است به آنها داده شود . سركار و الا ركن الدوله را با مستشار الملك به تلگرافخانه خواستند ، ايشان رفتند كه قرارومدار سال نو را بدهند . ديگر آنكه نواب و الا عين الملك از داراب به طرف لار رفته‌اند ، در جويم و بيدشهر توقف كردند ، چونكه حاجى رستم خان نايب الحكومهء لارستان با برادران خود خوف كرده رفته‌اند به قلعهء كراش ، شهر لار را خالى كرده‌اند ، معظم اليه در تدارك اطمينان دادن ايشان است . آن صفحات با بودن عين الملك خيلى اغتشاش است ، از جهت دزدى و راهزنى هنوز آن صفحات نظمى نگرفته است . ديگر آنكه طايفهء امير حاجلو كه از طايفهء اينالو مىباشند به جهت هرزگى و دزدى كه مىكردند نواب و الا عين الملك كلانتر عرب را با سوار و پياده فرستادند او را چاپيدند ، دو نفر از آنها را كشته و دو نفر را زخمى كرده‌اند و چند نفر هم گرفته اسير كرده‌اند . ديگر آنكه باز هم سركار و الا ركن الدوله را با مستشار الملك به تلگرافخانه خواستند ، از قرارى كه معلوم است به جهت پول باقى و مساعدهء سال نو و پيشكش خيلى سخت گرفته‌اند ، مستشار الملك خيال استعفا دارد ، سركار و الا ركن الدوله به جهت پول خيلى اوقات تلخ هست . ديگر آنكه ميرزا آقاى تاجر كه مديون بانك شاهنشاهى است بعد از تلگراف صدرات عظمى به امام جمعه ، امام جمعه ميرزا ابو الحسن خان مترجم بانك را خواستند او را اطمينان داده بدست ميرزا ابو الحسن خان مترجم سپردند كه خودشان بنشينند به حساب ميرزا آقا رسيدگى كنند و اگر حسابشان نگذشت سالما او را به امام جمعه بسپارند . مورخهء روز سه‌شنبه پنجم ماه شعبان المعظم سنه 1313 مطابق بيست و يكم ماه جنورى 1896 .

از 6 شعبان 1313 مطابق 22 جنورى 1896

نواب عين الملك از جويم و بيدشهر مراجعت كرده در جهرم توقف دارد ، پسران فتحعلى خان همان قسم در قلعهء جراش رفته‌اند ، از طهران هم حكم شده نواب عين الملك به لار نرود ، كار حكومت فارس از هر جهت بسيار مغشوش است خصوصا اطراف فسا و داراب . حاكم داراب از ترس از قلعهء داراب بيرون نمىآيد . اطراف فسا بواسطه اغتشاش و دزدى رعايا كه مىخواهند به جهت خيش كردن بروند تا ده دوازده نفر تفنگچى همراه نبرند ممكن ندارند از خانهء خود بيرون بروند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 499 | على اكبر سعيدى سيرجانى