تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
از كازرون تلگراف به حضرت اشرف صدر اعظم كرده‌اند كه حاكم بهبهان حمايت به آقا كيخاى دره‌شولى كه ياغى بوده كرده و با ما نزاع كرده است چند نفر را كشته تكليف ما چيست ؟ . ديگر آنكه ايلخانى هفتاد و دو هزار تومان باقى دارد ، پول تمام مالياتش بيش از اين نيست اين مبلغ را هم تاكنون نپرداخته ولى از محل دريافت كرده ، حكومت حيران است كه با او چه كند . ديگر آنكه ميرزا آقاى تاجر در خانهء پسر امام جمعه كه قريب به مسجد است آمده ، مستر دالتن و ميرزا ابو الحسن خان هم در آنجا حاضر شده‌اند كه قرارى بدهند ، در همان روز امام جمعه كه به داراب رفته بود مراجعت كرده وارد شيراز شدند . ديگر آنكه از طهران مبشر السلطنه را محصل كرده‌اند كه قسط پس افتاده را از سركار و الا ركن الدوله بگيرد ، مشار اليه هم عقب كرده هرچه مىگويند كه هفتاد و دو هزار تومان باقى ايل خانى قشقايى و يازده هزار تومان جناب صاحب ديوان از بابت ماليات املاك اربابى خود بده دارند لابد شده بيان الملك آدم صاحب ديوان و حاجى وكيل همشيره‌زادهء ايشان را حكومت گرفتند كه وجه از آنها بگيرند در منزل مستشار الملك آنها را بردند كه قرارى بدهند ، از آنجا فرار كرده رفته‌اند در مسجد نو بست نشسته‌اند ، جميع كارهاى حكومتى مغشوش است . ديگر آنكه اگرچه باران نيامده ولى به حمد الله همهء اجناس فراوان است ، نان هم يك من يك ريال مىفروشند . ديگر آنكه زنى مسلمان كه چندان هم بىاسم و رسم نمىباشد در يكسال قبل عيسوى شده و زن شخص ارمنى مسمى به عابدين گرديده ، اين كار مخفى بوده چونكه اين عابدين نام ارمنى عيال ارمنيه با بچه‌هاى متعدد دارد . تا دو سه روز قبل شب هنگام آن زن مسلمان مست از خانه عابدين بيرون مىآيد او را مىگيرند كه مست در خانهء ارمنى چه مىكردى ؟ جواب مىدهد من زن عابدين ارمنى هستم . فورا او را گرفته مىبرند در خانهء آقا ميرزا محمد على پيشنماز ، از او سوال مىكنند ، مىگويد در يكسال قبل مرا بردند در كليسا و مرا عيسوى كردند و حال زن عابدين ارمنى هستم . آقا ميرزا محمد على حكم مىكند او را زياد مىزنند ، بعد عابدين ارمنى را مىخواهد از او سوال مىكند . عابدين حاشا مىكند ، ضعيفه مدعى مىشود كه در يكسال قبل تو مرا عيسوى نكردى ؟ و مرا به عقد خود درآوردى . بعد از سوال و جوابها آقا ميرزا محمد على مىگويد كه كار بر من مشكل مىشود ببريد او را پيش حكومت . آن زن را مىبرند پيش حكومت ، بعد از تحقيق باز آن زن را مىزنند ، مىگويد من زن عابدين ارمنى هستم هر كارى كه مىخواهيد بكنيد . عابدين ارمنى هم حال پنهان شده است ، آن زن را هم به دست پاكار و كدخدا سپرده‌اند تا علما تكليف او را معين نمايند . مورخهء روز يكشنبه نوزدهم ماه رجب سنه 1313 مطابق پنجم ماه جنورى مسيحى سنه 1896 .

از 20 رجب 1313 مطابق 6 جنورى 1896

الحمد الله بارانهاى خوب آمده ، در اين هفته دو مرتبه باران آمد ، يك دفعه شش ساعت