از 6 جمادى الثانى 1313 مطابق 24 نومبر 1895
سركار و الا ركن الدوله شكار هشت روزه ، به خانه خبيث رفتند ، روز پنجشنبه دهم مراجعت به شهر كردند ، كارهاى حكومتى به همان قسم است .
ديگر آنكه ضابطى كوهمرهجات را مجددا به خود ملا برفى دادند چونكه ضابط قبل خيلى مغشوش كارى كرده بود .
ديگر آنكه امام جمعه با دو پسر خود رفتند به داراب چونكه بعضى از املاك خالصهء داراب را خريدهاند .
ديگر آنكه از قراريكه از طهران نوشتهاند چند نفر به جهت حكومت فارس از حالا پاى كار هستند ، از آن جمله حضرت و الا ظل السلطان و جناب صاحب ديوان و نواب حسام السلطنه و نواب مؤيد الدوله ، محرمانه خود مستشار الملك هم در كار است كه به اسم يكى از پسرهاى شاه حكومت فارس را قبول كند ولى هنوز معلوم نيست كه چه خواهد شد .
ديگر آنكه حاجى عباس تاجر شيروانى كه يكى از رعاياى دولت روس است و سالهاست در شيراز متوقف است ، فراشباشى مستشار الملك فرستاده مطالبهء ماليات ملكى كه دارد كرده است او هم بهطور بىاحترامى جواب داده است ، فراشباشى مستشار الملك مىفرستد عقب حاجى عباس او را مىآورد توسرى زيادى مىزند و به قدر پنج شش ساعت مشار اليه را حبس مىنمايند ، بعد تجار مىآيند او را مرخص مىكنند ، حاجى عباس هم تلگراف به سفارت روس مىنمايد ، فورا تلگرافهاى سخت به سركار و الا ركن الدوله و به مستشار الملك از جانب اعليحضرت همايونى و حضرت اشرف صدر اعظم مىشود ، اينها هم جواب مىدهند . سفارت روس سخت گرفته ، قرار شده مأمورى از طهران بيايد به جهت تحقيق و رسيدگى اين كار . حال سركار و الا ركن الدوله با تجار روس قرار دادند كه فراشباشى مستشار الملك با فراشان مشار اليه را تنبيه و سياست نمايند ، و خلعتى هم به حاجى عباس تاجر بدهند . حال به اين قسم حاجى عباس راضى شده و تلگراف هم به سفارت روس كرده كه من راضى به اين شرط شدهام ، ديگر مأمور را موقوف كنيد .
ديگر اينكه سركار نواب و الا عين الملك دو سه روز است نقل مكان به دلگشا كردهاند كه روز يكشنبه بيست و هفتم از آنجا حركت به سمت داراب كنند ، دويست نفر سرباز با سه ارابه توپ و به قدر صد نفر سوار همراه برداشتند .
ديگر اينكه فراشباشى مستشار الملك را كه به حاجى عباس بىاحترامى كرده بود با چوب و فلك و مير غضب از جانب حكومت فرستادند در كاروانسرايى كه منزل حاجى عباس بود كه تنبيه و سياست نمايد ، مشار اليه جمعيتى زياد خبر كرده بود ، از خارجه و داخله و تماشايى قريب هزار نفر جمع شده بودند ، بعد از رفتن فراشباشى قرار شد كه برادر مستشار الملك و برادرزن مستشار الملك كه ميرپنجه است برود از جانب مستشار الملك ترضيه بخواهند ، فراشباشى را حاجى عباس بخشيد و تنبيه نكرد ولى وهن خيلى بزرگى به جهت حكومت و مستشار الملك واقع شد ، در حقيقت سفارت روس محض خودنمايى اين قسم عقب كرد كه خود را در انظار اهل فارس جلوه بدهد .
ديگر آنكه طايفهء عرب اطراف جهرم و فسا را خيلى مغشوش كردهاند ، متصل دزدى مىكنند