تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
روزى پنجاه شصت نفر مىميرند ، مردم خيلى فقير و بىپا بىچيز شده‌اند ، متمولين از فقرا پريشانتر شده‌اند . ديگر آنكه ميانه سركار و الا ركن الدوله با مستشار الملك را به حكم اعليحضرت همايونى مبشر السلطنه رئيس تلگرافخانه صلح دادند و مستشار الملك را بردند پيش سركار و الا ركن الدوله و مشغول گرفتن ماليات است و خيلى سخت‌گيرى به مردم مىكند ، سركار و الا ركن الدوله هم حال بدون مشورت مستشار الملك كارى نمىكند . ديگر آنكه محمد خان حاكم داراب اين دو روزه مراجعت به داراب خواهد كرد ولى داراب و فسا و آن صفحات اغتشاش كلى است . ديگر آنكه تا به حال ايلخانى قشقايى يك پول ماليات نداده است و مبالغ كلى به ديوان بدهكار است خيال آمدن به شيراز را هم ندارد . ديگر آنكه كارهاى حكومتى مثل سابق است و اغتشاش همه جا برقرار است و مستشار الملك هم مشغول گرفتن ماليات است . ديگر آنكه چند روز است كه هوا را خيلى گرم كرده كه از سرطان و اسد گرمتر است به همين واسطه سرد و گرم شدن هوا ناخوشى تب و نوبه و دل‌پيچه شيوع پيدا كرده است . ديگر آنكه قدرى در مردن مال الدواب تخفيف پيدا كرده است ولى به كلى رفع نشده است . ديگر آنكه سركار و الا ركن الدوله يا امام جمعه سه روز و سه شب سبزپوشان رفتند ، عصر پنجشنبه بيست و دويم ماه ربيع الاول مراجعت كردند . ديگر آنكه حاجى سيد على اكبر پيشنماز جمعيتى از مرد و زن را جمع كرده روز جمعه بيست و سيم به مصلا رفتند جهت دعا در آنجا ( پس از ) گريه و زارى زياد روضه موعظه خوانده‌اند و استغاثه كرده‌اند كه اين ناخوشى از شيراز بر طرف شود و اين گرانى مبدل به ارزانى شود . ديگر آنكه در جميع اطراف فارس اغتشاش كلى است دمبدم هم اموال عابرين را به سرقت مىبرند حال هم سركار و الا ركن الدوله خيال دارند به كوه بموكه دو فرسخى شيراز است محض تفرج بروند ، ابدا در خيال نظم و نسق ولايتى نيستند . ديگر آنكه پشت دلگشا كه ربع فرسخى شيراز است ، نه نفر پياده با تفنگ مارتين مىريزند چند نفر خاركش و دو سه نفر مترددين ، سه نفر از آنها را با گلوله مىزنند ، دو نفر خاركش فورا مىميرند و يك نفر زخمى شده . ديگر آنكه اهل كازرون بلوا كردند تمام در تلگراف‌خانه بست آمده‌اند كه نواب نصر الله ميرزا پسر سركار و الا ركن الدوله كه حاكم آنجاست با پيشكار او را نمىخواهيم . سركار و الا ركن الدوله هم اسد الله ميرزا ميرآخور خود را فرستادند كه رسيدگى بكند ببيند تعديات نواب نصر الله ميرزا چيست . ديگر آنكه آب باريك دو فرسخى شيراز ، اسب‌هاى چاپارخانه را كه مىبرند ، دزد ريخته اسب‌ها را برده و قافله را هم برهنه كرده است .