تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠

از 23 صفر 1313 مطابق 15 اگست 1895

تاكنون ميانه سركار و الا ركن الدوله و مستشار الملك كدورت است و تمام مردم حيران و سرگردان هستند . ديگر آنكه روز پنجشنبه بيست و سيم جناب امين الملك از جانب اعليحضرت همايونى و حضرت اشرف صدر اعظم از اردوى همايونى به طهران آمده بود ، سركار و الا ركن الدوله و مستشار الملك را به تلگراف‌خانه احضار كرده بود . سركار و الا ركن الدوله جواب داده بود اگر با من كار دارند به مستشار الملك چكار دارند ، اگر او بيايد من نخواهم آمد . مستشار الملك نرفت به تلگراف‌خانه خود سركار و الا ركن الدوله به تلگرافخانه حاضر شدند ، خيلى سوال و جوابهاى سخت به ايشان شد و همچنين به مستشار الملك ، از اين قبيل آن تلگراف را كرده بودند كه دولت و ملت نمىتواند محض خاطر شما مملكتى را بىحاكم بگذارد كه همه در كار خود حيران باشند يا بايد بهم كنار برويد يا اينكه صريح بگوييد كه از ما برنمىآيد و استعفا كنيد تا دولت خيال ديگرى كند . سركار و الا جواب داده بودند كه " من همه قسم با مستشار الملك همراهى و تمكين از او كردم ديگر حالا از بسكه قهر كرد و هر روز بهانه‌جويى مىكند عاجز شدم ديگر با او صلاح نمىروم ، اگر ميل دارند كه من حاكم باشم او نبايد باشد ، من خودم تعهد مىكنم كه اقساط ماليات را برسانم اگر بايد كه مستشار الملك باشد من نخواهم بود " ، خلاصهء مطلب آنها اين بود ، همين قسم ماند . تلگرافى هم به مستشار الملك كردند و ضرب زياد به او زده بودند ، او هم صريح جواب داده بود " به اين قسم كار پيشرفت من نيست و من ديگر مداخله نخواهم كرد " ، باز بحالها كارها معوق است تا مجددا از طهران خبرى برسد . شهر و بيرونها تماما مغشوش است ، شب در بيرونهاى شهر آمد و رفت كردن ترس و خوف دارد . ديگر آنكه ريحان خان و حمزه خان بهارلو كه امساله كلانتر بهارلو بودند از داراب فرار كرده به سمت كرمان رفتند ، صفحات داراب و فسا بسيار شلوغ و مغشوش است . ديگر آنكه تاكنون ميانه سركار و الا ركن الدوله و مستشار الملك التيام نشده ، دفتر بسته است حكومت هم هيچ كارى نمىكند . ديگر آنكه محمد خان حاكم داراب و ايل بهارلو بواسطهء اغتشاش كه در داراب و ميانه بهارلو بوده نتوانسته از عهده برآيد فرارا به شيراز آمده . ديگر آنكه چندين تلگراف از جانب حضرت اشرف صدر اعظم و غيره به جهت سركار و الا ركن الدوله رسيده است كه با مستشار الملك صلح كنيد ، امام جمعه هم مىخواهند ميانه را صلح بدهند تابحال ممكن نشده . مستشار الملك از رفتار خود پشيمان شده ميل دارد كه سركار و الا ركن الدوله سر التفات بيايند ، ولى ايشان تابحال قبول نكرده است . ديگر آنكه ناخوشى تب و نوبه هنوز شدت دارد از قراريكه مىگويند حالا خيلى مىكشد ،
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 490 | على اكبر سعيدى سيرجانى