تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
هم بدست آورده است . ديگر آنكه ناخوشى تب و نوبه در شهر شيراز زياد شده است بقسمى شدت كرده كه هيچ كس نيست كه مبتلا نشده باشد ، البته الان عشر از خلق شيراز گرفتار تب و نوبه و پيچ دل هستند در هر خانه كه پنج نفر باشند يكنفر از آنها سلامت نيست ولى الحمد الله كمتر خطر دارد . ديگر آنكه باز ميانه سركار و الا ركن الدوله و مستشار الملك به شدت به هم خورده است ، مستشار الملك خيال دارد برود ، تلگرافها به طهران كرده‌اند ، مستشار الملك هم از خانه بيرون نمىآيد و منتظر جواب‌هاى طهران است و كارهاى مردم تماما معوق است ، به حال احدى رسيدگى نمىشود و هيچكس تكليف خود را نمىداند . ديگر آنكه در بيرونها هركس زورش به هركس رسيد مىچاپد و مىكشد و مىبرد ، بازخواستى از حكومت نيست و متصل مال مردم را سرقت مىكنند . ديگر آنكه پنجاه سوار از جانب حكومت فارس رفته بود نزد ايلخانى قشقايى به جهت محصلى قسط ، ايلخانى از اول با آنها بطور مدارا رفتار كرده بود ، سوارها بناى تشدد و سختى و هرزگى را گذارده بودند ايلخانى سوارها را بيرون كرده و جواب داده بود . سوارها آمده بودند به كام فيروز دهات ايل‌خانى را غارت كرده بودند و از آنجا به شيراز آمده بودند . حكومت خيال دارد مجددا صاحب‌منصب را با سوار و جمعيت بفرستد ايلخانى را به شهر بياورد . ديگر آنكه چند روز است ميانه ميرزا هدايت الله و آقا ميرزا محمد تقى پيشنماز و امام جمعه گفتگوست . آقا ميرزا محمد على و امام جمعه مىخواهند روز جمعه را كه ميرزا هدايت الله قدغن كرده كسبه دكاكين خود را ببندند باز نمايند ، ميرزا هدايت الله مانع بود تا اينكه آقا ميرزا محمد على و امام جمعه به حكومت اظهار كردند كه كار خلاف شرع است بايد حكما دكاكين را روز جمعه باز نمايند . حكومت هم جارچى فرستادند در بازارها كه واى به حال كسى كه روز جمعه دكان خود را باز نكند . اين خبر به ميرزا هدايت رسيد به قدر صد و پنجاه نفر با اسلحه دور خود جمع كرد كه اگر بخواهند دكاكين خود را باز نمايند جنگ جهاد كنيد از اين طرف هم از حكومت و هم از آقا ميرزا محمد على و امام جمعه آدم به هر گذر و بازارها گذاردند و پيغام سخت از جانب حكومت به جهت ميرزا هدايت الله داده شد كه اگر بخواهى بناى هرزگى فراهم بياورى فورا به افتضاح از شهر بيرونت خواهيم كرد . ميرزا هدايت الله قدرى آرام گرفت . ديروز كه روز جمعه اول بود تمام دكاكين حتى چهار بازار وكيل را باز نمودند و همهء كسبه تا عصر درب دكاكين خود مشغول خريد و فروش بودند ، ولى روز جمعهء هفتهء گذشته پاره‌اى از دكاكين باز بود ، اغلبى از كسبه دكاكين خود را بسته بودند و هركس هم كه باز كرده بود تا بعد از ظهر بيش باز نبود ، دكان خود را بست و رفت . خيلى مشكل است كه اين حكم جارى شود . ديگر آنكه ناخوشى تب و نوبه شدت كرده به حدى كه اغلب بعد از تب و نوبه به اسهال مىافتند از شدت خوردن گنه گنه‌هاى مغشوش مىميرند . روزى نيست كه به قدر بيست سى نفر نميرند خيلى اضطراب در مردم است ، خداوند رحم كند . مورخهء روز چهارشنبه بيست و دويم شهر صفر المظفر 1313 مطابق چهاردهم ماه اگست 1895 .