مؤيد الملك به توسط شيخ آقا پسر امام جمعه كه داماد اوست از ابواب جمعى كه به او واگذار بوده گرفته است .
ديگر آنكه نرخ نان و گندم و جو به همان قرار سابق است تفاوتى نكرده و صرف پول سياه و سفيد اين اوقات تومانى يك قران و سى شاهى است .
ديگر آنكه جميع كارها الحال رجوع به مستشار الملك است و مشار اليه هم مشغول وصول ماليات است .
ديگر آنكه درب بقعهء سيد ميرمحمد عليه السلام و مسجد جمعه و بعضى جاهاى ديگر كاغذ چسبانيده بودهاند و خطاب به سركار و الا ركن الدوله به اين مضمون كه " از روزيكه وارد شدهايد هيچ حكمى نكردهايد ، اگر مرغى تخم بگذار اگر خروسى بانگ بگو ، ما همانيم كه قوام الملك را از شهر بيرون كردهايم ، از گرسنگى تمام شدهايم ، اگر حكم درستى در فقرهء نان و پول سياه نكنى همين چند روزه بلوا خواهيم كرد " ، و خيلى عبارات ركيك ديگر هم نوشته بودند با اين كاغذ چسبانيدهاند . هيچ به خرج ايشان نرفته ابدا حكمى نكردهاند . شهر و بيرونها هم كمال اغتشاش را دارد ، بقسمى است كه احتياط دارد شبها كسى بيرون شهر برود .
ديگر آنكه تسعير گندم و جو زيادتر شده ، گندم يك من بيست و هفت شاهى است ، جو يك من نهصد دينار است ، ساير اجناس هم گران است .
ديگر آنكه حكومت خيال دارد بيگلربيگى شهر را تغيير بدهد ، احتمال كلى مىرود اين دو سه روزه تغيير پيدا كند بواسطهء اينكه فراشباشى حكومت كه الحال بيگلربيگى است خيلى بىعرضه و طماع است . در شهر خيلى اغتشاش بهم رسيده است . حبيب الله خان پسر قوام الملك را هرچه اصرار كردند كه قبول بيگلربيگىگرى را بكند قبول نكرده رفت جلوى ايل عرب كه ماليات آنها را وصول نمايد و هم نظمى داده باشد .
ديگر آنكه شخصى كه شب هنگام كشته بودند و بيرون دروازه انداخته بودند ، قاتل آن مشخص شده كه خود داروغهء شهر است ، طمع در آن بقچهاى كه همراه آن شخص بوده كرده خواسته از او بگيرد نداده چماقى تو گوش او مىزند فورا افتاده مىميرد ، رد خون را از آنجاييكه ريخته بوده تا در خانهء داروغه بردهاند ، ولى فراشباشى كه حال بيگلربيگى است مىخواهد خون را پايمال كند . بستگان مقتول رفتهاند در مسجد حاجى نصير الملك پيش آقا ميرزا هدايت الله پيشنماز بست نشستهاند . آقا ميرزا هدايت الله عقب كرده كه داروغه بايد رفع ادعاى آنها را بنمايد . از قرار مذكور همان بقچه عينا در خانهء داروغه است .
ديگر آنكه حضرات فسايىها با ميرزا صدر الدين اصلاح كردند ، ميرزا هادى خان را كه نايب الحكومهء فسا بود معزول كرد ، يكى از پيشخدمتهاى سركار و الا ركن الدوله را نايب الحكومه كرده اين دو روزه خواهد فرستاد .
ديگر آنكه حاجى نصر الله خان ايلخانى قشقايى از بسكه به طوايف قشقايى بدرفتارى كرده همگى سرخوردهاند ، ايل درهشولى كه طايفهء بزرگى از قشقايى است به طرف بهبهان رفتهاند و ايل
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 464
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٤٦٤