تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
را در سى و چهار هزار تومان برداشته‌ام به قدر چهار پنج هزار تومان هم بايد به من بدهيد ، اهل نيريز كه اين خبر را ميشنوند تماما فرار كرده حتى فتحعليخان نيريزى ، اغلبى به كرمان و بعضى به يزد رفته‌اند كه الان نيريز از آبادى افتاده است . اهل سرچهان هم كه بعد از ورود مشار اليه به آنجا بعضيها فرار كرده‌اند آدم فرستاده كه آنها را برگردانند ، دعوا ميكنند سه چهار نفر كشته ميشوند . سركار و الا ركن الدوله آدم فرستاده كه آقا صدر را برگردانند . ديگر آنكه اهل فسا هم كه در تلگرافخانه بست هستند تماما ميرزا صدر الدين منشىباشى سركار و الا را كه حاكم آنها هست نميخواهند ، هرچند كرده‌اند تا به حال ميانهء آنها التيام نشده است چونكه آن حكومت سال قبل تعدى زياد به فساييها كرده است . ديگر آنكه شهر و بيرونها اين اوقات خيلى مغشوش است . مستشار الملك استعفا از پيشكارى سركار و الا ركن الدوله كرده و در منزل خود نشسته است ، تلگراف به طهران كرده و اذن مرخصى خواسته ، هنوز جوابش نيامده . مشكل است ديگر با سركار و الا ركن الدوله باطنا صلح نمايد ، چونكه حالت مستشار الملك به درستكارى و درستكارى و درست قولى است و حالت سركار و الا ركن الدوله برعكس اين است ، از اين جهت با هم صلاح نخواهند رفت ، بواسطهء اين فقره تمام كارهاى حكومتى معوق است و هيچكس تكليف خود را نمىداند و تا به حال دينارى به مواجب‌خواران و مستمرىخواران از قشونى و غيره داده نشده است . با اين حالت عواقب كارها معلوم نيست چه خواهد شد ، متصل هم در بيرونها مال التجارهء داخله و خارجه و تنخواه ديگر مردم را مىبرند و اعتنايى هم به حكومت ندارند . به نظر چنين ميرسد امسال هم مثل دو سال قبل خيلى اغتشاش در همه جاى فارس پيدا شود چونكه رسيدگى در كارها هيچ نيست سواى حكم ناسخ و منسوخ دادن و پول حق و ناحق گرفتن . ديگر آنكه تسعير اجناس از قرار سابق است . ديگر آنكه تب و نوبه در شيراز و اطراف شيراز شيوع دارد ، بقسمى است كه در هر خانه‌اى از چهار پنج نفر كمتر مريض نيست بلكه ميتوان گفت كه اغلب شهر مبتلا به اين ناخوشى هستند و در بيشتر اطفال نوبه‌اى غش پيدا مىشود و بيشترى تلف ميشوند . ديگر آنكه مستشار الملك كه قهر از سركار و الا ركن الدوله كرده و تمارض كرده بود و از منزل بيرون نمىآمد و خيال رفتن به طهران را داشت ، از صدارت عظمى حكمى به جهت سركار و الا ركن الدوله رسيد كه اگر مستشار الملك بيايد به طهران شما هم معزول خواهيد بود . ركن الدوله لابد واسطه‌ها قرار داده و جبه و خلعت به مستشار الملك داده ، بنقد او را راضى در توقف نموده‌اند و روزها ميرود در دفتر تا بعد چه شود . ديگر آنكه مويد الملك برادرزادهء جناب صاحب ديوان كه لارستان و اصطهبانات و كازرون با او بود در طهران فوت شده . از قرار مذكور بهبهان را از عين الملك گرفته به خود منتصر الملك در چهل و نه هزار تومان داده‌اند ، لار و سبعه و جويم و بيدشهر را به نواب عين الملك داده‌اند كازرون را هم به يكى از پسران ديگر سركار و الا ركن الدوله داده‌اند ، اصطهبانات را خود مستشار الملك به جهت بستگان خود برداشته است . از قرار مذكور قريب ده دوازده هزار تومان مرحوم
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 463 | على اكبر سعيدى سيرجانى