تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
ديگر آنكه اين چند روزه هوا را خيلى گرم كرده و بيشتر اوقات ابر است ، شب عاشورا از اول مغرب رعد و برق زيادى آمد و تا صبح چنان بارانى آمد كه تمام صحرا و كوچه‌هاى شهر مثل زمستان آب جارى بود . از قراريكه ميگويند به جهت فاسد شدن تخم ملخ خيلى نافع است ، ولى هرچه خرمن جو كاهى كه در صحرا بوده تمام خراب شده است . مورخهء روز سه‌شنبه سيزدهم ماه محرم الحرام سنهء 1312 مطابق هفدهم جولاى سنهء 1894 .

از 14 محرم 1312 مطابق 18 جولاى 1894

اين چند روز هوا بسيار مختلف است ، اغلب روزها روز و شب تمام ابر است ، رعد و برق زياد مىشود ، اغلب روزها باران مىآيد ، بارانى كه شب عاشورا آمد در اغلب جاها خرابى كرده است ، در اصطهبانات سيل زياد آمده دور محلهء آنجا را آب برده است ، در آباده مجددا قنوات آنجا را خراب كرده است . ديگر آنكه سركار و الا ركن الدوله قرار است امروز از اصفهان حركت كنند ، ولى حضرت و الا ظل السلطان در خود شهر اصفهان نبوده‌اند به ييلاقات رفتند كه همديگر را ملاقات نكرده‌اند سركار و الا ركن الدوله از راه سرحد خواهند آمد . ديگر آنكه از قراريكه خبر رسيده ايلخانى قشقايى بسيار ناخوش و بدحال است و احتمال خطر دارد . ديگر آنكه از قراريكه شهرت دارد ايلات خمسه را سركار و الا ركن الدوله به ميرزا محمد خان كشيكچىباشى خود داده‌اند ، ولى تا وارد نشوند اين خبر صحت پيدا نخواهد كرد . ديگر آنكه سركار و الا ركن الدوله دو سه روز است از اصفهان حركت كرده‌اند . ديگر آنكه از قرار مذكور بهبهان از منتصر الملك منتزع شده است ، به ديگرى خواهند داد . ديگر آنكه امساله همه اسباب اغتشاش در عمل حكومت است . ديگر آنكه آقاى نجفى از اصفهان به علماى شيراز نوشته است " چونكه هنوز در سامره آن اغتشاش بر جناب حجت الاسلام رفع نشده مىبايد ماها هم در ايران هرجا باشيم مسجد نرويم درس ندهيم تا دولت ايران حمايت كند اين اغتشاش را رفع نمايد " ، در اينجا هم اختلاف ميانهء علما افتاده است كه اقدام در اين امر بكنند يا نكنند . ديگر آنكه اين اوقات ناخوشى سينه‌ورم در اسب و گاو و الاغ افتاده خيلى مال از دهات از گاو و الاغ تلف شده به آدم هم در بيرون اين ناخوشى سرايت كرده ، از دهات مردمان به اين ناخوشى مرده‌اند . ديگر آنكه اين چند روز قدرى تسعير گندم و جو كمتر شده ، گندم را از يك من شش عباسى الى بيست و دو شاهى و جو از چهار عباسى الى هفتصد دينار خريد و فروش ميكردند ولى با پول سفيد . پول سياه و سفيد اين اوقات تومانى دو قران الى دو قران و پنج شاهى صرف دارد . ديگر آنكه از بس كه كارهاى حكومتى مغشوش است و شهر را به دست آدم نادانى سپرده‌اند ،
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 460 | على اكبر سعيدى سيرجانى