تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
ديگر آنكه حاجى سيد على اكبر نه ديدن از قوام الملك كرده و نه قوام الملك اعتنايى به او كرده است ، ولى ساير علما جميعا ديدن كرده‌اند و بازديد همگى رفته است . ديگر آنكه دخترى به سن هفت سال شب هنگام در خارج دروازهء باغ شاه با او مقاربت كرده بودند دختر به هلاكت رسيده ، نعش او را در آب‌انبارى انداخته بودند ، على الصباح نعش او را بيرون آورده دفن ميكنند ، و ليكن معلوم نشده كه كى مرتكب اين عمل بوده است . از قرارى كه مىگويند كار سرباز است . ديگر آنكه پسرهء شاگرد نجارى با كارد مىزند در شكم پسرهء شاگرد خبازى كه فورى مىميرد . مراتب را به عرض نواب و الا عين الملك نايب الايانه مىرسانند خواستند قاتل را بگيرند ميرود بست مينشيند ، برادر قاتل را گرفته بالفعل در انبار حبس كرده‌اند . ديگر آنكه امروز كه روز بيست و ششم است قوام الملك از شيراز حركت كرده رفت به ده شيخ . ديگر آنكه از روزى كه قوام الملك وارد شده با هركس از كلانتران ايلات خمسه بناى عدوات را گذارده است كه چرا پارسال خدمت به حكومت كرده‌اند ، اغلبى در مسجد نو بست آمده‌اند ، اغلبى را گرفته چوب زده و جريمه كرده است . چنانچه به همين منوال بخواهد حركت كند تماما به صدا مىآيند و شاكى خواهند شد . ديگر آنكه از قراريكه انتشار پيدا كرده است از صدرات عظمى تلگرافى به امام جمعه شده است به اين مضمون كه " فضولى تا همين اندازه بس است ، شما را چه به كارهاى دولتى ؟ " ، چونكه اين اوقات امام جمعه خيلى در كارهاى حكومتى دخل و تصرف مىكند و خود را داخل هر كارى مىنمايد . مورخهء روز چهارشنبه سلخ ماه ذيحجه سنهء 1311 مطابق چهارم ماه جولاى مسيحى 1894 .