تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
باشند . ديگر آنكه روزى شش هزار من گندم به خبازان مىدهند كه آنها هم به همان نرخى كه معين شده نان بفروشند ، آنها بواسطهء بارندگى و نرسيدن سوخت باز نان را گران كرده و درب دكانهاى آنها ازدحام است . جناب نظام السلطنه مىخواستند آنها را سياست نمايند ، بعد التزام سپرده‌اند كه هوا بشود سوخت پيدا كنند به همان نرخ بفروشند . ديگر آنكه در اصطهبانات نزاعى ميانهء آدم نواب سهام الملك و اهل شهر شده ، از طرفين چهار پنج نفر كشته و چند نفر زخمى شده‌اند . اين خبر به حكومت رسيده مأمور فرستاده‌اند كه مقصرين را از اهل اصطهبانات گرفته به شهر بياورند . ديگر آنكه باز چند روز است عمل نان مغشوش شده و خبازان بناى تقلب را گذارده‌اند ، حكومت هم هرچه تنبيه و تعذيب مىنمايند پيشرفت نمىشود . ديگر آنكه پول گندم ديوان را خبازان تمام پول سياه مىدهند ، حساب كرده‌اند قيمت گندم ديوان را شصت هزار تومان پول سياه جمع مىشود . حكومت حيران است كه وجه سياه را چه كند ، حال صرف پول سياه و سفيد پانزده شاهى است . ديگر آنكه از قراريكه اخبار رسيده از اين بارندگى دو محله از نيريز و دو محله از جهرم را سيل خراب كرده است . ديگر آنكه دو نفر سارق از اهل آباده كه بسيار شرير هستند از آباده به شيراز آورده بودند و چندى در حبس حكومت بودند آنها را بقتل رسانيدند . ديگر آنكه پسر ايلخانى قشقايى را به جهت باقى قشقايى در منزل حكومتى نگاه داشته‌اند ، از قرار مذكور هيجده هزار تومان باقى قشقايى است ، به قدر ده هزار تومان باقى بهبهان است ، از هر جهت قريب پنجاه شصت هزار تومان تا به حال در محل مانده است ، كارهاى حكومتى از هر جهت منظم است . ديگر آنكه مبشر السلطنه كه مأمور به رياست تلگرافخانه‌هاى فارس و عربستان است اين دو روزه وارد مىشود . ديگر آنكه دستخط تلگرافى از جانب اعليحضرت همايونى به جهت جناب نظام السلطنه رسيده به اين مضمون كه در كمال استقلال حكومت سال نو با شماست مشغول نظم ولايت باشيد . و خيلى اظهار مرحمت كرده‌اند و پالتو تنپوش خودشان را خلعت مرحمت فرموده‌اند و با پست آتيه مىفرستند . جناب نظام السلطنه خيلى از اين دستخط خوشوقت هستند . ديگر آنكه دو سه نفر از اتباع قوام الملك از قول كدخدايان و ريش‌سفيدان شهر عريضهء جعلى خدمت حضرت اشرف صدر اعظم نوشته و چندين مهرهاى ساختگى پاى آن عريضه زده بودند كه ما قوام الملك را مىخواهيم و اگر خلافى از چند نفر الواط و اشرار شهرى سر زده آن هم به تحريك بستگان قوام الملك بوده ، اين عريضه را حضرت اشرف صدر اعظم به جهت جناب نظام السلطنه فرستاده بودند . ايشان در صدد جستجوى آن اشخاص برآمده‌اند ، معين شد كه ميرزا آقا نام ميرزاى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 445 | على اكبر سعيدى سيرجانى