تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
روزى كار نان اغتشاش بهم رساند . نرخ اجناس از هر چيز گران است ، حتى گوشت كه تا به حال هيچكس ياد ندارد گوشت گوسفند يك من سه قران باشد و گوشت برهء نازك يك من چهار قران . بواسطهء گرانى بر خلق بيچاره خيلى سخت مىگذرد . ديگر آنكه از قرار مذكور شاه مشكل است حمايت و رعايتى در حق رعاياى بيچارهء آباده و فسا بنمايند ، مخصوصا به حكومت نوشته‌اند ازاين‌قبيل مطالب ديگر ننويس . خلق فسا و آباده خيلى پريشان و مستحق رعايت هستند . ديگر آنكه از قرار مذكور مجير السلطنه برادرزادهء جناب نظام السلطنه در طهران مىخواهد اصلاحى ميانهء قوام الملك و جناب نظام السلطنه بدهد ، شهرت زيادى در شيراز دارد كه صاحب ديوان حاكم است ، ولى اين خبر و شهرت اصل ندارد چونكه عمل حكومت سال نوى جناب نظام السلطنه گذشته است . مورخهء روز شنبه دهم ماه شعبان المعظم سنه 1311 مطابق هفدهم ماه فبرورى مسيحى 1894 .

از 11 شعبان 1311 مطابق 18 فبرورى 1894

بواسطهء گفتگوى تغيير و تبديل حكومت كه بر زبانهاى عام افتاده است بيرونها خيلى دزدى مىشود و در شهر هم شهرت دارد كه اين حكومت معزول است . در شهر هم شبها دزدى مىشود . ديگر آنكه خلق شهر از علما و كسبه و غيره شكايت زياد از ساعد السلطنه كه بيگلربيگى شهر است و سربازان او دارند ، بقسمى است كه علما به جهت جناب نظام السلطنه پيغام داده‌اند كه اگر او را تغيير ندهيد مردم شورش خواهند كرد . حقيقت هم خيلى تعدى به مردم كرده است ، هزار نفر سرباز را در شهر سرداده در خانه‌هاى مردم مىريزند شبها دزدى مىكنند ، نظام السلطنه هم چون ميل باطنى به ساعد السلطنه دارند جلوگيرى از مشار اليه نمىكنند . ساعد السلطنه و سربازان او هر كارى كه ميل دارند در شهر مىنمايند . اين گرانى و اين خانه خرابىها يكطرف و اين تعديات و بىحسابى فوق العاده ساعد السلطنه هم يكطرف . از اين جهت علما و خلق شهر به صدا آمده‌اند . ديگر آنكه از قرار مذكور حكومت حاليه هنوز مطمئن از حكومت سال نو خود نيستند اگر چه سى هزار تومان مساعدهء سال نو را تلگرافا خواسته‌اند با وجوده مطمئن نيستند . ديگر آنكه ده شبانه روز است اتصالا باران مىآيد بقسمى كه خانه‌اى نيست كه خرابى نكرده . شب دوشنبه نوزدهم ماه شعبان هفت ساعت و نيم از شب گذشته در همان بارندگى چنان زلزله‌اى آمد كه به قدر يك دقيقه طول داشت ، فرياد مردم بلند شد ولى خرابى نرسانيد مگر بعضى از ديوارهاى كهنه و خيسيده را خراب كرد ، بعد از آن زلزله باران شديد آمد كه قريب بيست ساعت اتصالا باران آمد ، خانه‌ها را خراب كرد خيلى قريب دو هزار خانه خراب شده است ، تمام بازارها حتى بازار وكيل بسته شده مثل روز قتل . خيلى سخت بر اين خلق بيچاره گذشته و مىگذرد . با اين خرابى و گرانى ظلم و تعدى ساعد السلطنه هم سرآمد آن است كه سربازان او در