قوام الملك و حاجى نصير نگهدارى و حاجى محمد استاد قنادىها بودهاند . در همين بين عريضهء مجدد نوشته بودند كه : " ما سيصد نفر از ريشسفيدان و كدخدايان محله و غيره هستيم كه اين عريضه را به قيد التزام مىسپاريم كه ما قوام الملك را مىخواهيم و هركدام ما را يكبهيك پاى تلگراف بخواهيد كه اقرار بر اين عرض خودمان بكنيم " . جناب نظام السلطنه از اين عريضه مطلع مىشوند حاجى محمد و ميرزا آقا را گرفته با چند نفر غلام روانهء بوشهر كردند ، بعضى توسط زياد كردند ، حاجى محمد را از بين راه برگردانيدند كه با مادر و عيال برود در خفر توقف نمايد ، ميرزا آقا هم در كازرون بماند . حاجى نصير را خواستند بگيرند رفته در خانهء امام جمعه بست نشسته است ، امام جمعه هم توسطى از او كرده ولى هنوز پذيرفته نشده است .
مورخهء روز يكشنبه سيزدهم ماه رجب المرجب سنه 1311 مطابق بيست و يكم جنورى 1894 .
از 14 رجب 1311 مطابق 22 جنورى 1894
پالتوى ترمهء شمسهء مرصع تنپوش همايونى كه به جهت جناب نظام السلطنه با پست خلعت فرستاده بودند روز چهارشنبه بيست و سيم خلعتپوشان گرفتند ، در تل سلام كه يك ميل از شهر دور است خلعت پوشيدند ، تمام بزرگان و خوانين شهر و تمام كسبه در بيرون شهر آمدند ، از تل سلام شليك توپ كردند تا در ميدان توپخانه و بعد از آن سلام عام نشستند . خيلى خلعتپوشان بزرگى شد كه كمتر چنين خلعتپوشانى واقع شده بود .
ديگر آنكه حاجى نصر الله خان ايلخانى ايلات قشقايى به شهر آمده مشغول حساب پرداختن است . از قراريكه حساب او را كردهاند باقى حساب او دوازده سيزده هزار تومان نقد و چهل و پنج هزار من گندم بده دارند ، پسرش هم هنوز در حبس است . حكومت جميع حواسش مصروف جمعآورى بقاياى خود است .
ديگر آنكه فوج درهجزين به سركردگى مصطفى خان ميرپنج كه همشيرهزادهء مرحوم معتمد الدوله است دو روز است وارد شيراز شده و عوض فوج خوى هستند و مأمور بوشهر خواهند شد .
ديگر آنكه حكومت سال نو جناب نظام السلطنه مستقل شد ، ديگر بطور يقين تغييرپذير نخواهد بود ، در تدارك پيشكش و مساعده دادن و مشغول وصول باقى سال كهنه و قرارومدار سال نو هستند . از هر جهت بيرونها منظم است .
ديگر آنكه چند شب قبل چند سارق مىروند در خانهء ميرزا محمد شفيع پسر حاجى محمد صادق اصفهانى به قدر هفت هشت هزار تومان تنخواه از قبيل جواهر آلات و غيره بردهاند . بعضى اين سرقت را نسبت به پسر صيغهء او مىدهند و از قرائن خارجه هم از قرار مذكور اين اسبابها جايى نبوده كه آدم غيره بتواند در آنجا برود مگر از خودى همدست شده باشند .
حكومت هم در تفحص و تجسس است و خيلى عقب كردهاند كه سارق را بدست بياورند .
ديگر آنكه بيست و چهار ساعت برف بسيار سنگينى آمد بشدتى كه تمام كوچهها و راهها مسدود شده است كه در كوچهها ممكن نيست سواره عبور كرد . به نظر چنين مىرسد كه قدرى چند