تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
شهر بىاعتدالى زياد مىكنند ، آنقدر ظلم و تعدى به آنها شده كه حالا راضى به آمدن قوام الملك شده‌اند . عريضه‌هاى زياد به خاكپاى همايونى كردند كه ما قوام الملك و پسران او را مىخواهيم . تا نظام السلطنه مطلع از اين عرايض مىشود آن اشخاص را مىگيرند چوب مىزنند جلاى وطن مىدهند . نظام السلطنه تمام اختيار خود را به دست سهام الملك و ساعد السلطنه گذاشته هرچه آنها بگويند تمكين است ، در اين آخر سالى خيلى ظلم و تعدى به اين خلق بيچاره مىنمايند . ديگر آنكه شيخ الاسلام قريب هزار تومان باقى مالياتى داشت ، اسباب هتك آبرو و بىاحترامى آنقدر به او وارد آوردند كه ملك خود را فروخته ماليات داد ، حتى اينكه چند شبانه روز سرباز و بالابان در خانهء مشار اليه ريخته بودند و طبل مىزدند . تا به حال در هيچ حكومتى چنين حركات ناشايسته نسبت به اين جور اشخاص صادر نشده بود . ديگر آنكه چه از طهران و چه در شيراز شهرت تام دارد كه صاحب‌ديوان حاكم فارس است و بنادرات و گمرك را نيز به او واگذار كرده‌اند . از قراريكه از طهران مكتوبا نوشته بودند دستخط حكومت فارس را به صاحب ديوان داده‌اند ولى قدغن شده كه چند روزى مستور باشد تا نظام السلطنه باقى خود را وصول نمايد ، ولى خود نظام السلطنه و اجزاى ايشان خودشان را سال نو حاكم بالاستقلال مىدانند ، از قرائن خارجه نيز معلوم مىشود كه معزول باشند چونكه محرمانه اجناس زيادى خود را مىفروشند و بقسمى جلوى سرباز را در شهر ول كرده‌اند و رسيدگى به كار مردم نمىنمايند كه شبى نيست سربازان دزدى نكنند و مال مردم را نبرند ، و ابدا اعتنايى به اين فقرات نمىشود سواى اينكه به سختى از مردم باقى خود را وصول مىنمايند . تمام خلق شيراز از اين حكومت و اجزاى حكومت رنجيده و منزجر شده‌اند . ديگر آنكه تمام اجناس گران است حتى گوشت و ذغال و هيزم كه هرگز كسى خاطر ندارد به اين گرانى باشد ، ذغال يك من هفتصد دينار ، هيزم يك من يك عباسى ، گوشت بزرگ يك من سه قران و سه عباسى ، گوشت نازك يك من چهار قران ، روغن يك من هشت قران ، ساير اجناس تماما گران است ، خيلى سخت به مردم بيچاره مىگذرد . ديگر آنكه از قراريكه بالفعل از بيرونها خبر رسيده اين زلزله در بلوك كربال و ساير جاهاى ديگر خيلى خرابى رسانيده و چندين نفر هم زير انبوه شده‌اند . ديگر آنكه اخبارات و اشتهارات زياد در شيراز گفتگو مىشود از بابت حكومت سال نو ، ولى از فراش خارجه هنوز درست معلوم نيست حكومت سال نو با اين حكومت يا با ديگرى باشد . حضرت و الا ظل السلطان و جناب صاحب ديوان هنوز مأيوس نشده‌اند . از قرار نوشتجات طهران نواب جلال الدوله هم دوروبر خود را در طهران جنجال كرده به خيال حكومت فارس ، تا عيد نوروز كارها مختل است و هيچكس تكليف خود را نمىداند . ديگر آنكه ساعد السلطنه كه بيگلربيگى شهر است خيلى با مردم كج رفتارى كرده و مىكند ، از علما و اشراف و كسبه تماما شاكى هستند از مشار اليه . جناب نظام السلطنه هم ضابط به جهت هيچ جا معين نكرده‌اند همه را وعده به آمدن جناب سعد الملك مىدهند ، تا آمدن ايشان هيچ قرار و