ديگر آنكه قوام الملك دو روز قبل با سوار و جمعيت به استقبال نواب مستطاب و الا ركن الدوله رفت . از قرار مذكور وهنى در اين حكومت به جهت قوام الملك هست تا بعد از ملاقات چه واقع شود .
ديگر آنكه حاجى نصير الملك تا تخت جمشيد احضار شده است ، مشار اليه در تدارك رفتن است .
ديگر آنكه نواب مستطاب و الا ركن الدوله روز دويم ماه شوال وارد آباده شده است ، قرار است يا روز هشتم يا نهم وارد شيراز شوند .
ديگر آنكه ملخ تمام بلوك فسا و داراب و سروستان و بعضى از دهات خفر و جهرم و تمام آن صفحهجات گرمسير را به كلى حاصل شتوى را خورده ، حتى بعضى جاها ترياك را هم خورده است ، به اطراف دور شهر شيراز هم رسيده تا سه چهار فرسخى شيراز آمده . تمام رعاياى آن صفحهجات بىآذوقه هستند ، ذرت خروارى شش تومان الان خريد و فروش مىشود ، بر مالك و رعيت خيلى سخت شده است . ايل عرب هم اين صفحهجات را گرفته مىچراند و پيش مىرود .
هرچه از ملخ زياد آمده عرب مىچرانند و كسى هم نيست بداد خلق برسد . از قرار مذكور چرانيدن عرب حاصل را به تحريك قوام الملك است .
ديگر آنكه تنخواهى كه معادل يكهزار و ششصد تومان از ليره و قرانى نو و وجه سياه در سال گذشته شب هنگام در گمرك از حجرهء آقا محمد جعفر تاجر اصفهانى به سرقت برده بودند زن على نام آدم قوام الملك خدمت سركار حاجى صمصام الملك نايب الحكومه عارض شده كه على شوهر من با قنبر نام شريك آنكه هر دو آدم قوام الملك هستند دزديدهاند . حاجى صمصام الملك خواست كه حضرات را بگيرد رفتند در مسجد نو بست نشستند و بالفعل در همان مسجد نو زنجيرى به گردن آنها گذاردند و چهار فراش از حاجى صمصام الملك و چهار فراش از بيگلربيگى دور حضرات گذاردهاند تا حكومت وارد شود .
ديگر آنكه فتحعليخان جراشى جمعيت زيادى با پسر خود فضلعليخان فرستاده به جويم و بيدشهر كه حاجى على قليخان پسر ديگر فتحعليخان از جانب قوام الملك آنجا حاكم بوده ، مىخواسته جويم و بيدشهر را از تصرف حاجى قليخان بيرون بياورد ، چند نفرى از طرفين زخمى و كشته شده است ، خود فتحعليخان هم در راه است كه به شيراز بيايد به جهت ملاقات حكومت قوام الملك در صدد خرابى فتحعليخان است تا چه پيش آيد .
ديگر آنكه سه روز و سه شب است باران بسيار خوبى مىآيد و اتصالا ابر است ، براى حاصل سرحد خيلى خوب است ولى اگر آفتاب نشود ضرر خواهد رسانيد بواسطهء سرخى كه در حاصلها پيدا خواهد شد .
ديگر آنكه بيگلربيگى در باغ عفيفآباد ميهمان داشته مطرب هم داشته است ، ميرزا هدايت الله خواسته برود آنجا آنها را بگيرد تنبيه كند ، حاجى نصير الملك مطلع مىشود نمىگذارد .
ديگر آنكه جناب جنرال گردون صاحب روز پنجشنبه هشتم شوال از راه يزد به شيراز آمده
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٤٠٣