تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
براى تمامى اين بلوكات شده است . ديگر آنكه قوام الملك با همراهان خود از داراب مراجعت كرده در دلگشا منزل گرفته چند نفرى از مقصرين و آنهايى كه گروى شاهمراد خان و حسين خان بهارلو هستند در زنجير همراه دارد ، مشهدى اسد الله كلانتر با يك طايفهء عرب را هم گرفته و زنجير كرده همراه دارد ، هنوز ساعت خوب نكرده كه وارد شيراز شوند . ديگر آنكه قوام الملك از دلگشا وارد شهر شد بيست و پنج نفر از گرويهاى شاهمراد خان و حسين خان بهارلو و مقصرين ديگر همراه داشت ، بعضى را به حكومت سپرد كه در انبار حكومتى باشند و بعضى را در منزل خود نگاه داشت . ديگر آنكه روز دوشنبه بيست و پنجم ماه رمضان طرف عصر چنان باران شديدى آمد كه در تمام كوچه‌ها آب ايستاد بلكه در بعضى از خانه‌ها تا زانو آب ايستاد ، در حقيقت سيل آمد نه باران به جهت سرحدات و بخوسات نافع بود . بعضى روزها هم متدرجا بارندگى مىشود ، به جهت فارياب چندان خوب نبود ، ترياكهاى طرف فسا و داراب را خراب خواهد كرد . ديگر آنكه محمد حسن ميرزاى مهندس به جهت بازديد و تعمير راههاى فارس به جهت تشريف‌فرمايى موكب همايونى به شيراز آمده و از شيراز به طرف فسا و داراب رفت كه بازديد آن كوهها را نمايد و نقشه بردارد . از قراريكه مشار اليه مذكور مينمود بايد بيست هزار نفر در ركاب باشند و حكما قحطى در فارس خواهد شد ، از اين جهت تمام خلق فارس مشوش و متزلزل هستند . ديگر آنكه از قراريكه نوشته‌اند ايلات عرب كه از گرمسير به سرحد ميروند خيلى خرابى به حاصل و زراعتهاى مردم كرده‌اند ، همه از ترس قوام الملك قوهء تكلم ندارند . ايلات قشقايى هم به همين طريق خرابى كرده و مىكنند ، دزدى هم زياد مىكنند . ديگر آنكه در شب چهارشنبه چهارم شهر شوال سارقين در سراى گمركخانه از روى بام كمند انداخته حجرهء فوقانى تجارتى را باز كرده معدل يكصد و سى تومان وجه سياه در كيسه بوده با يك صندوق تجارت برده بودند ، همان شب در پشت باغ مرحوم حاج مهدى كشميرى تاجر كه يك ميدان خارج دروازهء مرحوم مشير الملك مىباشد صندوق تجارت را شكسته بودند ، معدل يك هزار و دويست تومان اشرفى كهنه و باجغلى و وجه رايج نو در صندوق بوده برداشته و قريب دو هزار و هشتصد تومان بيجك بانك و غيره در صندوق بوده ، بيجكها را در صحرا ريخته بودند . على الصباح چند نفر در صحرا صندوق شكسته و بيجكها را ديده بودند ، صاحب صندوق را اخبار داده بودند ، صاحب صندوق كه آقا محمد جعفر و آقا عبد الرسول دو برادر تاجران اصفهانى باشند مراتب را به حكومت عارض شده‌اند ، حكومت هم بالفعل حكم فرموده كه بيگلربيگى سارقين را پيدا نمايد . از قرار مذكور گمان بيگلربيگى در حق سرباز فوج كمره ميرود چونكه اين اوقات اغلب دزديها را اين فوج مىنمايند . ديگر آنكه در محلهء سردزك شب هنگام چند نفر در خانه‌اى مجلس شربى داشته آخر مجلس به هم ريخته‌اند ، با كارد و قمه زخم به يكديگر زده‌اند ، پنج نفر زخمى شده‌اند . همان شب حاجى آقا