تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
خدمت جناب آقا سيد على اكبر فال اسيرى عرض نموده كه ايشان توسطى از او خدمت نواب مستطاب حضرت و الا معتمد الدوله دام اقباله نموده و دستخط اطمينان بگيرد بفرستد كه حسين خان به شيراز بيايد . جناب آقا سيد على اكبر هم بر طبق خواهش حسين خان توسط خدمت حكومت نموده ، حكومت هم دستخطى مرقوم فرموده‌اند به اين مضمون كه " اگر حسين خان بهارلو برود پيش قوام الملك و از آنجا به شيراز بيايد در حفظ و امان خواهد بود " . اكنون جناب آقا سيد على اكبر دستخط حكومت را به جهت حسين خان با پسر خود روانه كرده كه حسين خان را برداشته ببرد نزد قوام الملك و از آنجا به شيراز بياورد . ديگر آنكه شاهمراد خان كه در قلعهء مزيجان حصارى بوده آن هم اطمينانى از قوام الملك خواسته ، قوام الملك خلعتى بتوسط برادر شاهمراد خان براى مشار اليه فرستاده در قلعهء مزيجان كه خلعت را پوشيده به داراب آمده باشند . ديگر آنكه چند نفر الواط كه از جملهء آنها بوكربلايى حسن و پسر دايى مشار اليه بوده درب دروازهء شادى الله با چند نفر ديگر نزاع مىكنند ، پسر دايى بوكربلايى حسن كشته مىشود و يكى از آنطرف زخمى مىشود ، از اين طرف كه زخمى شده‌اند پنج شش نفر فرار كرده ميروند در سيد علاء الدين حسين بست نشسته‌اند ولى فراشان بيگلربيگى اطراف آنها را گرفته‌اند . ديگر آنكه از قراريكه از داراب خبر رسيده حسين خان بهارلو جواب كرده و در قلعهء مزيجان نشسته است ، قوام الملك هشتصد نفر سوار و دو هزار تفنگچى با پسر خود و فتحعليخان نايب الحكومهء لارستان فرستاده دور قعلهء مزيجان كه اطراف قلعه را نگاهدارى كنند . اگرچه خيلى مشكل است اين قلعه بدست بيايد مگر بواسطهء آذوقه تنگى بكشند . از قراريكه نوشته‌اند بركه‌هاى آب كه پايين قلعه بوده تمام آنها را انغوزه و باروت ريخته‌اند كه اين اردو ميرود آب نداشته باشند ، حال بايد از چهار فرسخى و سه فرسخى آب براى اردو بياورند ، هوا هم در آنجا كم‌كم گرم شده خيلى كار مشكل شده است . ديگر آنكه جمعيت از سوار و پياده كه رفته بودند قلعهء مزيجان را تصرف نمايند شب هنگام فتحعليخان با حسين خان كوارى منشى قوام الملك با هزار نفرى پيادهء عرب كه راهها را بلد بوده‌اند ميروند مقابل قلعهء گلى مزيجان كه پاى قلعهء بالاست كه آنجا را تصرف كنند . از جانب حسين خان بهارلو و شاهمراد خان خسرو خان عموزادهء حسين خان و چند تن سوار ميروند جلو آنها كه مانع شوند ، دعوا مىشود چند نفرى كشته ميشوند ، خسرو خان و پسر برادر شاهمراد خان هم كشته مىشوند ، سه چهار نفرى هم اسير ميشوند ، آنها فرار ميكنند ، قلعهء گلى را تصرف ميكنند ، اموالى هم كه در آن قلعه بوده غارت مينمايند . سوارى قوام الملك از داراب دو روزه ميفرستد به شيراز ، اين فتح را خبر به حكومت دادند . ديگر آنكه بعد از گرفتن قلعهء گلى دانهء قلعهء مزيجان قوام الملك قرآنى مهر كرده فرستاد نزد فتحعليخان نايب الحكومهء لارستان كه بردارد ببرد حسين خان و شاهمراد خان را اطمينان داده آنها را از قلعه پايين بياورد كه بدون جنگ و نزاع اين فقره بگذرد . فتحعليخان هم قرآن را برداشته
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 375 | على اكبر سعيدى سيرجانى