بروز در تنزل است ، بواسطهء بىتسعيرى جنس تمام خلق معطل هستند ، به همين واسطه قدرى ماليات عقب افتاده است .
ديگر آنكه شب يكشنبه دويم شهر جمادى الثانى يك نفر غلام سياه مست در كوچه با كارد برهنه ايستاده بوده ، حاجى ميرزا حسن حكيمباشى سركار و الا احتشام الدوله مىخواسته عبور كند با كارد فانوس مشار اليه را پاره مىكند ، مىخواسته زخمى به او بزند فرار مىكند ، بعد از آن شخصى اردكانى از آن راه عبور مىكند ، با كارد مىزند به سينهء آن بيچاره ، فورا مىافتد . مردم او را مىگيرند به حكومت مىبرند ، او را نگاه مىدارند كه اگر زخمى فوت شود او را هم بكشند .
ديگر آنكه قاتلين شخص چوبدار را حكومت قصاص نكرد چونكه معين نبود كدام يك ( قاتل ) هستند . يكى كه چندان اسم و رسمى نداشت مادر مقتول قرار داده كه سى سال از اين شهر برود ، آن ديگرى كه پسر يكى از مستوفيان بود پولى از او گرفته مرخص كردند .
ديگر آنكه از بىتسعيرى اجناس اغلب از ملاك باقى كار و ورشكست شدهاند ، از آن جمله محمد حسن خان ضابط بلوك بيضا ورشكست و باقى كار است كه تومانى دو قران به طلبكارهاى مشار اليه بيشتر نمىرسد .
ديگر آنكه تجار شيراز عريضه به خاكپاى اعليحضرت همايونى كردهاند از بابت شط كارون و تجارت خودشان مبنى بر اينكه اگر تجارت به آن طرف بيفتد از تجارت باز خواهيم ماند ، خيلى مضطرب هستند تجار شيراز ، هنوز جوابى به جهت ايشان نرسيده است .
ديگر آنكه عاليجاه كپتان ييت كه به جهت خريدن قاطر براى دولت مأمور است دو روز است وارد شده ولى هنوز شروع در خريدن قاطر نكرده است ، در منزل عاليجاه فهى صاحب رئيس تلگرافخانه منزل دارد .
ديگر آنكه امسال تا به حال زمستان سختى نشده است ، به مردم از حيث بارندگى بموقع و نافع خوش گذشته است .
ديگر آنكه در دو سه شب قبل يك نفر قصاب مست كاردى به شكم شخص توپچى مىزند ، توپچى به همان حالت قصاب را مىگيرد مىبرند خدمت حكومت ، حال آن شخص قصاب محبوس است تا اگر توپچى فوت شد او را قصاص كنند و الا تنبيه كاملى بشود . ديگر آنكه آن غلام سياه كه شخص اردكانى را زخم زده بود آن شخص اردكانى مقتول شده ، حكومت خيال دارند كه غلام را سر ببرند .
ديگر آنكه دستخط از اعليحضرت همايونى تلگرافا به سركار و الا احتشام الدوله شده و آن دستخط تلگرافى از اين قرار است " احتشام الدوله ، از طرز حكومت و درست رفتارى شما و نظم و انتظام امسالهء فارس كمال خوشوقتى را داريم ، حقيقت بطورى كه مقصود خاطر ما بود و دستور العمل داده بوديم رفتار كرده است . اين است كه لازم شد رضاى خاطر خودمان را مرقوم داريم كه بدانيد قدر خدمت و ناخدمتى هيچكدام مجهول نمىماند . چون رسم است كه در اين اوقات كه شب عيد و اول سال است در هرجا بعضى شهرتها مىدهند ، لهذا به شما مىنويسيم كه اگر شهرت و حرف
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٢٩