به همان مضمون تلگراف سابق بود ، فرمان را در مساجد خواندند .
ديگر آنكه حاجى نصير الملك به جهت سركشى املاك خود چند روزيست به بيرونها رفتهاند .
ديگر آنكه در ميانهء دو طايفهء قشقايى نزاع واقع شده ، از طرفين آدمى كشته شده ، محمد حسن خان سرتيپ سوارهء فارسى مأمور شده رفت ميانهء دو طايفه را تصالح دهد .
ديگر آنكه از قرار مذكور طايفهء درهشولى قشقايى در دشتى رفتهاند روى چند خانوار از اهل دشتى ريخته و چهار نفر را كشتهاند و چهار نفر را زخمى كردهاند و به قدر هزار تومان اموال آنها را غارت بردهاند . مأمورى از حكومت نزد داراب خان رفته كه تنخواه آنها را گرفته پس بدهد و اشرار را گرفته به شيراز بياورد .
ديگر آنكه صفدر ميرزا پيشخدمت باشى نواب مستطاب و الا احتشام الدوله به جهت باقى داراب خان ايلبيگى قشقايى مأمور شده رفت كه ده هزار تومان باقى از داراب خان بگيرد .
ديگر آنكه چراغان بازار را نواب مستطاب و الا احتشام الدوله با امام جمعه رفتند در بازار با كسبه و ريشسفيدان صنف تعارف و مهربانى كردند و اذن دادند كه بازارها را باز كنند ، اهل صنف هم بازارها را باز كردند ، ولى كاروانسراى مرحوم مشير الملك را كه تجار بسته بودند باز نكردند تا شب عيد مولود حضرت امير المومنين عليه الاسلام چراغان بود بعد باز كردند . ديگر آنكه در مسجد نو از تجار و اعيان شهر تمام طاقهاى مسجد را زينت كردهاند و چراغان كردهاند ، تا دو سه شب بعد از عيد به همين قسم خواهد بود .
ديگر آنكه بهادر خان پسر سهراب خان قشقايى برادرزادهء داراب خان ايلبيگى قشقايى كه ضابط خنج و افسر بوده خواسته تعدى مالياتى بر ملك حاجى رستم خان پسر فتح على خان جراشى نايب الحكومهء لار بكند ، اهل آن ده جواب كردهاند ، بهادر خان هم جمعيتى جمع مىكند مىرود در خاك لار ، كدخدا و چند نفر از لارىها را به گروى مىآورد . اين خبر به حاجى رستم خان مىرسد ، او هم جمعيتى با تفنگچى لارى جمع مىكند به تعاقب بهادر خان مىرود كه آنهايى را كه گرفته پس بگيرد . دعوا مىكنند ، از طرفين از قراريكه مذكور است قريب سى چهل نفر كشته مىشود ، ولى هنوز صدق و كذب اين مطلب معلوم نيست كه بطور صحيح چند نفر كشته شدهاند ، از طرفين به حكومت و قوام الملك اطلاع دادهاند ، صفدر ميرزا پيشخدمت باشى كه مأمور گرفتن قسط از داراب خان و در آنجاست ، حكم شده كه برود رسيدگى نمايد هرچه واقع شده و عمدهء نزاع از كدام جانب بوده صحيح بنويسد تا حكمش بشود .
ديگر آنكه تا شب جمعه نوزدهم شهر رجب در مسجد نو چراغان بود و خيلى خوب چراغان كرده بودند . از قرار تخمين شبى ده هزار چراغ روشن مىشد . حال حاجى ضياء الملك در مسجد مشير الملك و جناب شيخ الاسلام در خانهء خودش خيال چراغان دارند . سركار و الا احتشام الدوله هم در مسجد نو تشريف بردند و با همه اظهار التفات و مهربانى فرمودند .
ديگر آنكه وقت تحويل حمل سركار و الا احتشام الدوله در كاخ سلام تحويل حمل نشسته ، علما در خدمت خودشان بودند و شاهزادگان در منزل اميرزاده و ساير بزرگان مثل قوام الملك
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٣١