ورامين خود ، و به جهت شيخ على ميرزا اسباب افتضاحى فراهم آورده است كه شب هنگام در خانهء فاحشهاى او را مست مىگيرند ، انواع افتضاح به سر مشار اليه مىآورند و بعد يك روز و يك شب در محبس كنت حبس مىكنند ، مبلغ گزافى مىدهد و مرخص مىشود . خيال دارد از طهران به اسم زيارت مشهد مقدس برود .
ديگر آنكه حاجى محمد خان پسر حاجى محمد كريم خان مجتهد جماعت شيخى وارد شيراز شد ، از مريدهاى مشار اليه كه در شيراز بودند جماعت زيادى استقبال كردند او را ، تا كازرون و كنار تخته استقبال رفته بودند ، از جانب سركار و الا احتشام الدوله صفدر ميرزا پيشخدمت باشى خود و محمد حسن خان سرتيپ با پنجاه شصت نفر سوار تا ده شيخ استقبال فرستادند ، از روز ورود به شيراز تا سه روز مهمان سركار و الا احتشام الدوله بودند ، در منزل مشار اليه شب و روز جمعيت زياد مىشود ، بعضى از علماى شيراز خوش در توقف مشار اليه ندارند ، بدگويى مىنمايند ، ولى مشار اليه اعتنايى نمىكند ، خيلى مجلل حركت مىكند .
ديگر آنكه از قرار خبر تلگرافى جناب مشير الدوله وزير تجارت شدهاند ، تلگرافى به تجار شيراز كرده بودند كه كما فى السابق رئيس التجار بيگلربيگى است و به خود بيگلربيگى نيز تلگرافى شده كه احكام شما با پست فرستاده مىشود . ديگر آنكه الحمد الله تا به حال بارانهاى با موقع آمده ، اجناس روزبروز تسعيرش كم مىشود .
ديگر آنكه شب هنگام در محلهء سردزك دو سه نفر با هم شرابخوارى داشتهاند ، طفل امردى هم ميانهء آنها بوده ، به جهت آن پسره دو نفر از آنها يكى از آنها را مىكشد . بىصدا در همان شب مىآورند در مسجد سردزك مىاندازند و صاحبخانه هرچه در خانهء خود داشته در همان شب جابجا مىكند و فرار مىكند . صبح كه معين مىشود مقتول پسر شخص چوبدارى بوده كه گوسفند از اطراف فارس به شيراز مىآورده به جهت قصابخانه . جنازهء مقتول را با ازدحام زيادى مىبرند در ارك حكومتى ، حكومت هم حاجى آقا جان فراشباشى بيگلربيگى را مىخواهند و حكما قاتل را از مشار اليه مىخواهند . حاجى آقا جان فراشباشى با فراشان بيگلربيگى و حكومتى تا سه روز جميع شهر را گردش مىكند تا قاتلان را در خانهء ميرزا سيد رضى ميرزاى داراب خان ايلبيگى پيدا مىكند . چونكه يكى از قاتلان همشيرهزادهء ميرزا سيد رضى است . حال سه نفر در حبس حكومتى هستند . مادر و پدر مقتول گمانشان به يكى از اين سه نفر مىرود . حكومت خواستند يكى از اين دو نفر را بكشند ، بعضى از ريشسفيدان خيال دارند خون بست كنند .
ديگر آنكه قاتلين شخص چوبدار هنوز در حبس هستند ، احتمال دارد آنها را نكشند چونكه معين نيست كدام يك كشتهاند ، خون بست كنند ولى از ميرزا سيد رضى ميرزاى داراب خان ايلبيگى قشقايى از قراريكه مىگويند هزار تومان ترجمان مىخواهند كه چرا قاتلين را در خانهء خود پنهان كرده بود .
ديگر آنكه يك نفر از منشيان سركار و الا احتشام الدوله كه پسر حاجى وزير منشى مرحوم حاجى معتمد الدوله باشد در خانهء يكى از فاحشههاى شهر رفته بود ، شب در آنجا مجلس داشتهاند ،
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 327
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٢٧