آنها .
ديگر آنكه شبها در شهر دزدى زياد مىشود و باعث تشويش مردم شده است ، اين فقره بواسطهء بىمواظبتى داروغه است .
ديگر آنكه در روز قتل ماه صفر يك نفر توپچى در دار السلام با زنى از اهل شهر شوخى كرده بود ، اهل شهر ريختند و اجماع نمودند و آن توپچى را با چند نفر توپچى ديگر كه همراه بودند بسيار زدند ، دست يك توپچى شكسته است .
ديگر آنكه يك نفر از آن سارقين كه در آبادهء طشك سه نفر قشقايى را كشته بودند و پول آنها را برده بودند به دست آمده ، حكومت او را سر بريدند . ديگر آنكه يك نفر قاتل ديگر كه در بيرونها آدم كشته بود او را هم به دست ورثهء مقتول دادند ، ورثهء مقتول هم او را به دست مير غضب داده ، سر بريد . ديگر آنكه دو نفر سارق ديگر كه در بيرونها دزدى كرده بودند در شهر گرفتار شدند ، حكومت حكم كرد يك دست هريك از آنها را بريدند .
ديگر آنكه عاليجاه بلند جايگاه كرنل ملك رئيس كل تلگرافخانهء هندوستان و ايران وارد شيراز شدند ، سركار و الا احتشام الدوله على اكبر خان كشيكچى باشى خود را كه شاهزاده است با پنجاه شصت نفر سوار تا يك فرسخى شهر استقبال فرستادند و بعد از ورود چهار مجموعه شيرينى با دو بره به جهت مباركباد منزل فرستادند ، خيلى اظهار مهربانى كردند .
روز بعد هم كرنل ملك به ديدن سركار و الا احتشام الدوله رفتند ، كرنل خيلى اظهار امتنان كردند .
ديگر آنكه سركار و الا از سبزپوشان مراجعت كردند .
ديگر آنكه قاتل شخص عرب را به حكم از دار الخلافهء طهران به دست ورثهء مقتول دادند ، سر بريدند . ديگر آنكه از قرار مذكور بيرونها قدرى اغتشاش بهم رسيده ، در ممسنى گويا اغتشاش شده ، فشنگ به جهت سربازهاى مأمور آنجا خواستهاند .
ديگر آنكه سركار جنرال ملك صاحب با ميجرولر صاحب چند روز است رفتهاند ، در شيراز نسبت به ايشان خيلى احترام واقع شد .
ديگر آنكه حاجى رضا قلى اسب فروش كه به سركار كانتركت كرده بود كه يكصد اسب از خراسان ببرد وارد شيراز شده يكصد و بيست و پنج راس اسب همراه دارد ، اين دو روزه روانه خواهد شد .
ديگر آنكه داراب خان ايلبيگى قشقايى به شيراز آمده تا به حال ماليات خود را از قرار قسط پرداخته است و خوب خدمت نموده .
ديگر آنكه چند روز است سركار و الا احتشام الدوله ناخوش هستند و از اندرون بيرون نمىآيند ، حتى اينكه روز عيد مولود هم نتوانستند سلام بنشينند .
ديگر آنكه حبيب الله خان گماشتهء جناب صاحب ديوان كه املاك معزى اليه سپردهء او بوده آثار باد سرخ در او پيدا شده بعد از سه روز فوت شد ، از قرارى كه خودش در حين فوت گفته است او را مسموم كردهاند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٣٢٤