تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
ديگر آنكه چند روز است عصرها در شهر شيراز و اطراف شهر بارندگى مىشود ، در بعضى بلوكات هم بارش آمده . بواسطهء گاوميران كه اغلب خرمن‌هاى شتوى در صحرا است احتمال ضرر مىرود . مورخهء شنبه چهاردهم شهر صفر المظفر 1306 مطابق بيستم اكتوبر 1888 .

از 15 صفر 1306 مطابق 21 اكتوبر 1888

از قراريكه از طهران نوشته‌اند محرمانه به حكومت ، يكصد سوار و بيست و پنج فراش و پنج مير غضب با علاء الدوله از طهران بيرون آمده‌اند ، معلوم نيست كه به چه امرى يا به كجا مأمور شده‌اند . ديگر آنكه از قراريكه از كرمان نوشته‌اند ( مردم كرمان ) حاكم خود ناصر الدوله را جواب كرده‌اند ، شورش و بلوا نموده‌اند . ديگر آنكه سركار مستطاب و الا احتشام الدوله به جهت سركشى به قنوات به جوشك رفته‌اند ، سه روز توقف نمودند ، روز جمعه اربعين مراجعت كردند . ديگر آنكه سركار و الا احتشام الدوله خيال حركت به سمت بوشهر و آن صفحات را دارند ولى هنوز بطور يقين معين نيست . ديگر آنكه قوام الملك بعد از ماه صفر خيال دارد برود به داراب به جهت نظم ايلات و وصول ماليات آن صفحات . ديگر آنكه سه نفر فرانسه از طهران به شيراز آمدند با يك نفر غلام فرانسه ، دو روز در شيراز توقف كرده به سمت بوشهر حركت كردند . ديگر آنكه از قراريكه مشخص شد علاء الدوله با سوار و فراش و مير غضب به جهت ساوهء قم مأمور بودند زيرا كه اهل ساوه بر على خان نام حاكم خود - كه نوكر اعتضاد الدوله حاكم قم و كاشان است - شورش كرده‌اند ، ريخته‌اند در خانهء مشار اليه و او را زخم زده‌اند . علاء الدوله با مأمورين به جهت تنبيه و سياست اهل ساوه مأمور بوده‌اند . ديگر آنكه در يكى از كاروانسراهاى شهر شيراز شب هنگام عربى از اهل بغداد عرب ديگرى را با پسرش در منزل خود مهمان مىكند ، گويا شخص ميزبان با اين پسر عرب سابقه داشته‌اند ، شخص ميزبان مست مىشود از اطاق مىآيد بيرون در وقتى كه آن پسرهء عرب هم بيرون حياط بوده ، با پسرهء عرب خواسته شوخى نمايد ، پسرهء عرب امتناع كرده بناى فحش و فرياد را مىگذارد . پدر پسر از منزل بيرون مىآيد با عرب ميزبان گفتگويشان مىشود . ميزبان دشنه در دست داشته مىزند به گردن پدر پسر ، فورا كشته مىشود و زخمى هم به پسر مىزند . فرياد و صدا بلند مىشود . داروغه و گزمه مىريزند در آنجا ، شخص قاتل را مىگيرند مىبرند ، جنازه را هم به همان حالت مىگذارند تا صبح . خبر به حكومت مىدهند ، شخص قاتل را حبس مىنمايند كه بعد از ماه صفر به سزاى خود برسانند و جنازه را حكم مىشود دفن نمايند . ديگر آنكه امسال ايل عرب كه از ييلاق به قشلاق رفته‌اند ابدا خرابى به حاصل و محصول املاك مردم نرسانيده‌اند ، خيلى با نظم حركت كردند . اين فقره ممكن نبود مگر بواسطهء نظم ضابط