تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
ديگر آنكه دو سه خانه را در شهر دزد بريده جزيى تنخواه برده‌اند ، اطراف شهر و شهر خيلى اغتشاش دارد . ديگر آنكه شب دوشنبه ششم صفر محض تهنيت عيد مولود اعليحضرت اقدس همايونى بازارها را چراغان كردند و حكومت در ميدان توپخانه و باغ آتش‌بازى و چراغان نمودند و دو شب بعد صاحب‌منصبان انگليس را به دعوت طلبيده مجلس عيش گرفتند . ديگر آنكه ايلخانى با چهار صد نفر سوار وارد گرديد . جناب صاحب ديوان الله قلى خان پسر على قلى خان ايلبيگى سابق را خلعت دادند ، با سيصد سوار قشقايى تعاقب رضا خان فرستادند كه او را بگيرد . ديگر آنكه قاتل حاجى ميرزا محمد رضا اصطهباناتى و ميرزا عبد الرحيم را فتح على خان نيريزى گرفته همراه شصت نفر تفنگچى از اصطهبانات به شهر فرستاده . بعد از دو روز به حكم حكومت ميرزا عبد الرحيم را طناب كردند و قاتل را سر بريدند . ديگر آنكه از مطالب‌هاى محرمانه كه حضرت و الا ظل السلطان به جناب صاحب ديوان نوشته‌اند آنكه " در نبودن قوام الملك بيرونها و شهر كمال اغتشاش را بهم رسانيده مىخواستم مشار اليه را خلعت بدهم روانه نمايم كه نظمى در بيرونها و شهر بدهد ، بهتر اين است كه خود شما توسط از او بنماييد تا مرخص نمايم " . ديگر آنكه جناب صاحب ديوان ورثهء مرحوم معز الملك را گرفته نگاه داشتند كه سى هزار تومان باقى مرحوم معز الملك است بايد بدهند . ديگر آنكه چند روز است نان را در شهر ترقى داده يك من ده شاهى مىدادند حال گفتگوى سه عباسى است . ديگر آنكه جناب صاحب ديوان در خفيه خلعتى به جهت رضا خان همراه حاجى فضلعلى خان فرستاده‌اند كه او را اطمينان بدهند به شهر بيايد . در كوه حرامه و سجل‌آباد مشار اليه به رضا خان مىرسد ، هرچه اطمينان مىدهد به شهر آمدن را قبول نمىكند . حاجى فضلعلى خان با سوارهاى قشقايى كه به سردارى الله قلى خان رفته بودند مراجعت كردند . ديگر آنكه جناب صاحب ديوان قرآن مهر كردند همراه مشهدى محمد ابراهيم آدم حاجى فضلعلى خان با چند نفر ديگر نزد رضا خان فرستادند كه اطمينان حاصل نمايد و به شهر بيايد . رضا خان قبول به شهر آمدن را نكرد و مشهدى محمد ابراهيم را نگاه داشت كه يك نفر از ما را در شهر گرفته‌اند حبس كرده‌اند هر وقت او را مرخص كردند ما هم تو را روانه مىكنيم . باقى همراهان مشهدى محمد ابراهيم مراجعت كردند . ديگر آنكه مؤتمن الملك از دلگشا حركت نموده و به طرف داراب روانه شد . ديگر آنكه از قرار مذكور امير ايوب خان بطور فرارى از طهران گريخته بود در مشهد مقدس كرنل نيكلسن صاحب او را گرفته در حبس نگاه داشتند . ديگر آنكه نواب و الا جلال الدوله دو سه روزى به عزم شكار در سياخ و دارنكان رفته‌اند .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 299 | على اكبر سعيدى سيرجانى