بهبهان شب هنگام چند نفر رفته بودند كه صندوقخانهء مشار اليه را سرقت كنند ، بعضى اسباب هم اول سرقت كرده و برده بودند در رودخانه پنهان كرده بودند ، مجددا برگشته بودند كه تمام اسباب را سرقت كنند ، فراشى از فراشان مؤتمن الملك بيدار مىشود دو نفر از آنها را مىگيرد ، يكى از آنها چند زخم به بازوى فراش زده خود را رها مىكند ، يكنفر سارق را فراش مضبوط ميگيرد و فرياد مىكند ، سايرين بيدار ميشوند او را گرفته حبس مينمايند و اذيت مىكنند او را ، كه اسباب و رفقاى خود را بروز ميدهد ، وقتى معلوم ميكنند تمام سارقين آدمهاى قوام الملك بودهاند . به جناب صاحب ديوان اطلاع ميدهند ايشان فورا ميروند به دلگشا ، قوام الملك و معز الملك و ميرزا حسن عليخان منشى حضرت و الا ظل السلطان را كه آمده است همراه مىبرند ، بعد از تحقيقات بر همه واضح مىشود كه اين سارقى كه گرفته شده حسين خان فيلى است و از نوكران قوام الملك است . جناب صاحبديوان سايرين را هم از قوام الملك ميخواهد و آن سارق را كه گرفتار بوده به شهر مىآورند و روز بعد او را سر مىبرند . قوام الملك قدغن كرده بود كه هيچ يك از آدمهايش اطراف آن كشته نروند ، ولى خيلى اسباب سرشكستگى براى قوام الملك شد .
ديگر آنكه سارق دست بريده كه دو سه ماه قبل گرفتار شده بود و به اصفهان فرستاده بودند و از آنجا جناب صاحبديوان به شيراز آورده بود همان روزى كه آدم قوام الملك را سر بريدند او را هم سر بريدند .
ديگر آنكه جلال الملك كه حامل خلعت نواب و الا جلال الدوله و جناب صاحبديوان است روز سهشنبه وارد مىشود و در همان روز خلعتپوشان است . از قرار مذكور ترس دارند كه اهل شهر را به خلعتپوشان بخواهند ، گمان ميكنند كه باز در همان روز بلوا كنند . از قرار مذكور نواب و الا جلال الدوله يوم دوشنبه از پس كوهك وارد شيراز مىشود به جهت خلعتپوشان .
ديگر آنكه جناب صاحبديوان يكى از انباردارهاى معتبر شيراز را گرفته از بابت مغشوش بودن جنس و ميخواستند او را نسق نمايند ، جناب شيخ الاسلام توسط نموده ، چوب زيادى زدند و عمامه به گردنش انداختند و در بازارها گردانيدند .
ديگر آنكه مقرب الخاقان جلال الملك با خلعتهاى مذكور الذكر روز دوشنبه وارد شد ، مشار اليه را در دلگشا منزل دادند ، روز سهشنبه خلعتپوشان در تل سلام گرفتند ، نواب جلال الدوله هم از پس كوهك وارد شدند ، با جناب صاحبديوان خلعت پوشيدند ، با جلال الملك كه حامل خلعت بود وارد شهر شدند .
ديگر آنكه عصاى مرصعى كه به جهت جناب امام جمعه قرار بود از جانب اعليحضرت همايونى بياورند همراه جلال الملك رسيد ، در همان روز خلعتپوشان به جهت معزى اليه فرستادند ، ايشان هم در مجلس خود خلعتپوشان گرفت .
ديگر آنكه صبيهء مرحوم آقاى مستوفى الممالك كه در عقد نواب و الا جلال الدوله ( است ) مشار اليها را از طهران به اصفهان آوردند . مخارج از طهران به اصفهان با حضرت و الا ظل السلطان است و مخارج از اصفهان الى شيراز با جناب صاحبديوان است . چهار روز است عروس را از اصفهان
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٦٩