تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
جبرى كه به او وارد آمده فرارا با آخوند ملا حسين خراسانى كه در محكمهء شيخ الاسلام وكيل شرعى ميشد بطهران رفتند . جناب صاحبديوان تا مطلع مىشود به اطراف تلگرافا و مكتوبا نوشته او را گرفته به شيراز آوردند ، چوب زيادى به او زده حبس نمودند . آخوند را هم فراشها گرفته بودند كه ببرند ، درب مدرسهء آقا بابا خان كه ميرسد فرياد مىكند . طلاب مدرسه بيرون مىآيند ، فراشها را زياد مىزنند و آخوند را از دست فراشها گرفته در مدرسه مىبرند ، چون آن مدرسه سپرده به جناب شيخ محمد حسين محلاتى است ، آخوند ميرود در خانهء او بست . آقا شيخ محمد حسين ، توسطى از مشار اليه كرده ، از چوبش گذشت كرده‌اند ولى قرار شده كه ديگر وكيل شرعى از جانب كسى نشود . ديگر آنكه شب هنگام باران بسيار شديدى آمد كه طول آن يازده ساعت بود ، خيلى خرابى رسانيد ، ثلث از ده سعدى را آب گرفته ، گوسفند زياد كشت ، چند نفر آدم هم زير انبوه رفتند . چند نفر از آن دست و پا شكسته بيرون آوردند و يك نفر مرده . قنات سعدى كه كسى به خاطر ندارد تابحال خراب شده باشد از اول قنات تا آخر قنات سيل خراب كرده ، باغ جديد الاحداث جناب صاحبديوان وصل به دلگشا ديوارهايش را خراب كرده ، باز زيرزمين‌هاى خانه‌ها اغلب ، آب بالا داده كه محل خطر است . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك خيال دارد اين چند روزه برود به داراب و سركشى به ايلات خمسه نمايد . ديگر آنكه مقرب الخاقان ميرزا حسين خان مؤتمن الملك از كازرون مراجعت كرده ، در خيال رفتن به طهران است . ديگر آنكه چند نفر تاجر گندم از بمبئى آورده‌اند و يك من تبريز يك قران مىفروشند ، بواسطهء رسيدن گندم و بارندگى زياد تسعير جنس تفاوت كرده . ديگر آنكه مقرب الخاقان قوام الملك در دلگشا نقل مكان كرده بود كه برود به داراب . چهار دسته سرباز و يك عرادهء توپ همراه مىبرد . ديگر آنكه مير غريب خان كدخداى طايفهء عرب فوت شده ، قدرى اغتشاش در آن طايفه به هم رسيده است . ديگر آنكه شب هنگام خانهء عاليجناب آقا ميرزا شيخعلى كه يكى از معاريف شيراز است ، دزد رفته به قدر سه هزار تومان از پول نقد و طلاآلات برده‌اند ، ابدا به حكومت اظهار نكرده ، حتى آدم هم از حكومت رفته كه چه از شما برده‌اند سياهه بدهيد ، آدمهاى حكومت را با فحش از خانه بيرون كرده و گفته است " ميدانم كه اين تنخواه من پيدا نخواهد شد و حكومت هم پيروى نخواهد كرد حال چه لازم كه آدمهاى خود را با سايرين در عذاب بيندازم " . اين اوقات شبى نيست كه ده دوازده خانه را نبرند . قوام الملك به كدخدايان سپرده كه به مردم بسپارند كه خانه‌ها و دكاكين خود را حفظ نمايند . ديگر آنكه هميلتن صاحب كه از صاحب‌منصبان تلگرافخانهء دولت بهيهء انگليس بود و در ده‌بيد متوقف بود به جهت خرابى سيم از ده‌بيد بيرون مىآيد ، به مشهد ام النبى مىرسد ، از شدت
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 251 | على اكبر سعيدى سيرجانى