تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
ديگر آنكه سرباز و توپ معين كرده‌اند كه بفرستند به دشتى بجهة قاتل جمال خان دشتى را به دست بياورند و تنبيه كنند اهل دشتى را بجهة . ديگر آنكه جناب صاحبديوان شب ششم صفر كه شب مولود اعليحضرت همايونى بود چراغان و آتش بازى در ميدان توپخانه نمودند ، بزرگان و خوانين و اعيان بلد را وعده خواستند ، شام دادند و شب بعد علما را دعوت نمودند و شام دادند . ديگر آنكه جناب صاحبديوان خيال دارند روز نهم صفر بروند تا سيوند ، پلى را كه ساخته‌اند ببينند و سركشى به دهات خود كه قريب به آنجاست بنمايند . ديگر آنكه جناب صاحبديوان از سيوند به مشهد ام النبى رفته‌اند ، چونكه مشهد را از ايل خانى به بيع شرط گرفته‌اند . ديگر آنكه عاليجاه كرنل جرالد صاحبمنصب دولت بهيهء قيصريه از راه بغداد و كرمانشاهان و اصفهان به شيراز آمده ، دو روز توقف نموده ، از راه جره به بوشهر روانه شد . ديگر آنكه چند روز است حضرت و الا ظل السلطان وارد طهران شده‌اند ، قدرى خيالات به جهت جناب صاحبديوان و اتباع ايشان پيدا شده ، چونكه قبل از رفتن به مشهد ، در مجلس گفته بودند كه مراجعت از مشهد ، در دلگشا توقف مىكنم تا روزيكه از شيراز بروم . ديگر آنكه در نبودن جناب صاحبديوان قوام الملك هر روزه مىرود در ارگ به جاى معظم اليه مىنشيند مشغول عمل حكومتى مىشود . ديگر آنكه در فيروزآباد و خنج و افسر زلزلهء شديدى آمده ، در فيروزآباد خرابى نكرده ، ولى در خنج و افسر خرابى كرده ، دو سه نفر هم زير انبوه رفته‌اند . ديگر آنكه چند روزى بود جنس تسعيرش كم شده بود . از اول ماه صفر باز جنس ترقى كرده گندم يك من تبريز بيست و سه شاهى ، جو ده شاهى شده است . از قراريكه مىگويند بواسطهء جنس زياد داشتن جناب صاحبديوان است كه باز جنس گران شده . ديگر آنكه اين اوقات شهر و بيرونها قدرى بىنظم شده ، اغلب دزدى مىشود ، شبها در كوچه‌هاى تاريك آدم برهنه مىكنند . ديگر آنكه حسين خان كوارى نوكر قوام الملك كه قبل از اين او را قوام الملك تنبيه كرد و اموالش را ضبط نمود او را مرخص كرده كه برود طهران . مشار اليه دو سه روزى كه از شيراز رفت ، باز خيال براى قوام الملك پيدا شده ، پنجاه سوار فرستاد به اطراف مشار اليه را گرفتند ، آدمش را هم زخم شمشيرى زده بودند رجعت به شيراز دادند . بستگان مشار اليه يكسره حضور اعليحضرت شهريارى تلگرافا عارض شدند . حكم سخت به عنوان جناب صاحبديوان رسيد كه از حسين خان هرچه قوام الملك گرفته پس بگيرند و به مشار اليه بدهند و هر كجا كه ميل دارد برود . جناب صاحب ديوان هم حسين خان را از قوام الملك گرفته . الحال در منزل جناب صاحبديوان است . اين اوقات از هر قبيل بىاعتدالى مىشود ، خواه از جانب حكومت و خواه از بستگان ايشان . ديگر آنكه حاجى حسينعلى خان پسر مرحوم ميرزا آقا خان صدر اعظم به كارگزارى بندر بمبئى
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 253 | على اكبر سعيدى سيرجانى