تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
برود پيدا كند " . آن صاحبمنصب بچاپارى روانهء اصفهان شد . ديگر آنكه چند روز است هواى شيراز بسيار سرد شده كه از اندازهء وقت تجاوز نموده . ديگر آنكه در كازرون يكروز هفت مرتبه زلزله شديد آمده است ولى خرابى نكرده است . قدرى ديوارها را شكافته است . ديگر آنكه مقربى الخاقان ايلخانى و ايلبيگى از سرحد در سه فرسخى شيراز آمده‌اند توقف دارند كه ماليات ايلات را گرفته بروند به گرمسيرات . ديگر آنكه عاليجاه مهجرولز رئيس تلگرافخانهء ايران به شيراز آمد ، خيال چند روزى توقف دارد و باز مراجعت به طهران نمايد . ديگر آنكه در فسا و آن صفحات بسيار مغشوش است ، مخصوصا در لار . از قراريكه مذكور است شيخ احمد آل حرم با فتحعليخان جراشى نايب الحكومهء آنجا سركشى دارد ، متصل نزاع مىكنند ، تا به حال قريب هشتاد نفر از طرفين كشته شده و دويست نفر زخمدار و هنوز شيخ احمد بدست نيامده از اطراف هم خبر دزدى متواترا مىرسد . حكومت تا به حال چاره‌جويى نكرده است . ديگر آنكه در فسا شب هنگام دزد در ذرت‌زار رفته كه دزدى كند ، كشيكچى آن زمين دزد را تعاقب مىكند ، دزد گلوله به يك نفر از كشيكچيان مىزند و فرار مىكند . آن كشيكچى زياد بدحال است . حكومت هم عقب اين كار نكرده است كه سارقين را بدست بياورد .

از . . . صفر 1303

حاجى حسين قليخان كارگزار بمبئى چهار روز است كه از شيراز به سمت بوشهر حركت كرده است . ديگر آنكه برفى آمد كه از اول باريدن تا وقتى كه ايستاد ، پانزده ساعت طول كشيد . به قدر سه چارك برف نشست . خيلى اسباب وحشت خلق شده بود . تمام سيمهاى تلگراف را از دشت ارژن به شيراز و از شيراز به سمت آباده پاره كرده و چوبهاى آهن را شكسته است . ديگر آنكه نواب و الا جلال الدوله به بلوك كوار رفته بود ، مراجعت به شيراز نمود . ديگر آنكه طايفهء ارامنهء شيراز عروسى داشته ، يك نفر مسلمان در خانهء آنها بدون اذن داخل مىشود ، او را بسيار مىزنند كه يك چشم او محل خطر داشت . به حكومت عارض شد ، حكومت فرستاد اغلب از ارامنه با نوكرهاى آنها گرفته حبس كردند و جريمه گرفتند . به بعضى از تبعه‌هاى خارجه هم بىاحترامى كردند ، يعنى قوام الملك كرد كه حكومت به اين معنى راضى نبود . ديگر آنكه حاجى محمد عليخان كرونى ملكى از مؤيد الملك ، داماد جناب صاحبديوان خريده بود در دوازده سال قبل از اين ، پس از فوت حاجى محمد عليخان به پسرش احمد خان ميرسد ، اين اوقات جناب صاحبديوان اسبابى فراهم آورده است كه نواب احترام الدوله ، عيال ايشان ادعا بر آن ملك نمود و به زور حكومتى ملك را تصرف كرده‌اند . احمد خان بيچاره به واسطهء بىاعتدالى و