مخلوق به ذرت و برنج كه قدرى از سختى بيرون بيايند .
ديگر آنكه در زرگرخانهء حكومتى كه چسبيده به ارگ است ، شبهنگام به قدر پانصد مثقال نقره و ده تومان پول نقد به سرقت مىبرند . حكومت غرامت آن را از قراولان مستحفظ آنجا حكما خواستهاند .
ديگر آنكه دختر حاجى نصر الله خان ايلبيگى را براى حبيب الله خان بيگلربيگى پسر محمد رضا خان قوام الملك روز عيد غدير عقد مىنمايند . تمام خوانين شهر را وعده خواستهاند ، خود جناب صاحبديوان در آن مجلس عقد حاضر خواهند شد .
ديگر آنكه جناب صاحبديوان اسما به قدر صد هزار من جو قرار گذاردهاند كه در ميدان ريخته بفروشند ، از قرار يك من دو عباسى ، ولى روزى صد من دويست من بيشتر نمىفروشند ، آن هم به زحمت زياد ، ولى جو ، يك من سه عباسى است ، گندم يك من يك قران است ، آن هم اسما به اين قيمت است و الا خريد و فروش نمىشود ، الآن هنگام خرمن است به اين قيمت رسيده ، اگر به اول زمستان برسد چه خواهد شد ؟ جناب صاحبديوان حكم كردهاند به تسعير روز هركس جنس دارد بفروشد . نانها كه بسيار خراب است . به هيچ قسم نمىتوان خورد ، بلكه سميت دارد خوردن اين نانها .
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص٢٤٨