تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

از 9 صفر 1300 مطابق 20 ديسمبر 1882

شبانه سه نفر دزد پشت دكان بزازى را كه وصل به جدار بقعهء متبركهء امامزادهء سيد مير محمد بوده خراب نموده كه تنخواه دكان را سرقت نمايند ، در اين اثنا آقا محمد اسماعيل نام متولى سيد مير محمد از موعد سفره مراجعت نموده مىرود در بقعه ، برخورد دزدان شده خواسته كه آنها را بگيرد ، دو نفر از آنها مىگريزند ، يك نفر را بدست آورده ، شخص دزد با ميخ طويله‌اى كه همراه داشته چند ضرب به سر آقا محمد اسماعيل زده كه او را رها كند ، رها نشده . از صداى هياهو ، پسرهاى آقا محمد اسماعيل به حمايت پدر خود آمده ، دزد را محكم گرفته ، على الصباح او را به حضور جناب جلالت مآب صاحب ديوان برده‌اند . جناب معظم اليه حكم به كشتن او كرده ، ميرزا عباس داروغه عرض مىكند كه در اين حول و حوش خيلى منازل را بريده او را بالفعل نكشيد تا تنخواه مردم از او وصول شود . جناب جلالت مآب پنجه‌هاى او را بريدند و در انبار نگاه داشتند تا تنخواه مردم را ابراز كند . ديگر آنكه دو نفر كبوترباز بر سر كبوتر با هم نزاع كرده يكى از آن ديگرى را با سنگ زده كه آن شخص فوت شده است ، قاتل را گرفته بالفعل حبس كرده‌اند . ديگر آنكه جناب قوام الملك جناب جلالت مآب صاحب ديوان را در باغ عفيف‌آباد سه روز متوالى مهمانى كرده ، يك روز اعزاز و اشراف خوانين و يك روز ملاها و يك روز هم تجار را به ضيافت خود دعوت نموده و شبها را هم آتش‌بازى كرده‌اند . ديگر آنكه تلگراف به جناب صاحب ديوان شده كه قشونى كه از حضرت و الا ظل السلطان گرفته بودند مجددا به خود ايشان واگذار شده است . ديگر آنكه مقرب الخاقان ايلخانى و ايلبيگى قشقايى به جهت معوق بودن امورات خود از عمل قشقايى استعفا كردند ، باز جناب صاحب ديوان آنها را خواستند استمالت كردند دلگرم كرده احكامى كه مىخواستند گرفته ، نقل مكان به باغ جناب امام جمعه كرده اين دو روزه مىروند به جره و فيروزآباد . از قراريكه مذكور است به قدر بيست هزار تومان از هفتاد هزار تومان كه تمسك داده‌اند باقى است . اين هفتاد هزار تومان تمام ماليات قشقايى نيست ، ماليات املاك اربابى خودشان هم جزو اين است . ديگر آنكه جناب حاجى مشير الملك عريضه‌اى خدمت حضرت و الا ظل السلطان نوشته است كه " فارس مبلغ گزافى تفاوت عمل دارد من آن مبلغ گزاف را علاوه بر ماليات مىدهم به شرط آنكه ابو الفتح خان ، صارم الدوله را به عوض جناب صاحب ديوان بفرستيد و اختيار فارس به من باشد " . همان عريضه را حضرت و الا ظل السلطان به جهت صاحب ديوان فرستاده‌اند . صاحب ديوان از اين فقره زياد متغير شده است . از قرار گفتهء خود معظم اليه صريح جواب نوشته است كه " اگر بخواهيد من باشم بايد سال نو مبلغى تخفيف در ماليات بدهيد و الا به هركس كه ميل داريد بدهيد من از عهده برنمىآيم " . مشير الملك حاشا كرده است كه من چنين كاغذى ننوشتم بلكه فضولى حاجى ميرزا محمد نوكر من باشد .