تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
حاجى فضلعلى خان همشيره‌زادهء جناب صاحب ديوان بود شب هفتم ماه رجب بدون اسباب طربى عروسى كردند . ديگر آنكه جناب قوام الملك روز شنبه نهم وارد شيراز گرديد ، نواب و الا جلال الدوله و جناب صاحب ديوان تا يك فرسخى و جميع عمال و اعيان و اشراف و بزرگان فارس تا دو فرسخى بلكه تا زرقان استقبال كردند . در باغ نو نواب و الا جلال الدوله تمثال همايون از جانب اعليحضرت اقدس همايونى و قمهء مرصع از جانب حضرت و الا ظل السلطان خلعت پوشيدند و جناب صاحب ديوان جبهء شمسه‌دار و مقرب الخاقان نصير الملك جبهء ترمه از جانب اعليحضرت همايونى مخلع شدند . مقرب الخاقان مؤيد الملك جبهء ترمه و محمد رضا خان بيگلربيگى سردارى ترمه و ميرزا حسين خان پسر جناب صاحب ديوان سردارى ترمه از جانب حضرت و الا ظل السلطان مخلع گرديدند . از باغ نو سوار شده وارد شهر شدند . استقبالى و خلعت‌پوشان با جلالى واقع شد . ديگر آنكه عصاى مرصع به جهت جناب امام جمعه و عباى ترمه براى جناب شيخ الاسلام از جانب سنى الجوانب اعليحضرت اقدس همايونى به توسط جناب قوام الملك آورده‌اند . روز پنجشنبه جناب شيخ الاسلام و روز جمعه جناب امام جمعه خلعت خواهند پوشيد . ديگر آنكه دو فوج همراه جناب قوام الملك ، يك فوج اصفهانى به سركردگى حاجى مصطفى قلى خان سرهنگ و ديگر فوج گلپايگان به سركردگى محمد باقر خان سرهنگ ، وارد شيراز شده‌اند . ولى نظم و رياست كل با خود جناب قوام الملك است از جانب حضرت و الا ظل السلطان . ديگر آنكه پسر كوچك جناب صاحب ديوان كه لطفعلى خان نام دارد ، جناب قوام الملك همراه خود از طهران به شيراز آورده است كه او را متاهل كرده روانهء طهران نمايد . ديگر آنكه داراب خان را حضرت و الا ظل السلطان حكما خواسته‌اند كه بچاپارى برود اصفهان حال در تدارك رفتن است . ديگر آنكه باطنا ميانهء جناب صاحب ديوان با قوام الملك كدورتى است بواسطهء داراب خان . ديگر آنكه جناب شيخ الاسلام در روز پنجشنبه خلعت پوشيد ، تمام بزرگان شهر را وعده خواسته شيرينى دادند . جناب امام جمعه در روز جمعه در مسجد وكيل با ازدحام زياد خلعت پوشيده در بالاى منبر رفته خطبه خوانده بعد به منزل آمدند . تمام اهل شهر در آنجا حاضر شدند شيرينى و شربت خوردند . ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان تلگراف كرده‌اند به جناب صاحب ديوان كه بايد دارابخان يا بيايد به اصفهان چوب بخورد يا در شيراز در ملاء عام او را چوب بزنيد چونكه مقصر است . ديگر آنكه ميانهء جناب صاحب ديوان و جناب قوام الملك دو سه روزى كدورتى واقع شد ، بعد اصلاح گرديد ولى باطنا هر دو از يكديگر رنجش دارند . حكمى كه حضرت و الا ظل السلطان به دست قوام الملك داده منافى طبع جناب صاحب ديوان است ، كليهء نيك و بد امور ولايتى را از قوام الملك خواسته‌اند ، هرچه در عمل ضباط قرارى داده‌اند قبل از ورود جناب قوام الملك تماما برگشت كرده . عمال و ضباط در تكليف خود حيرانند ، پيش قوام الملك مىروند صاحب ديوان
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 159 | على اكبر سعيدى سيرجانى