و الا ظل السلطان همراه دارد ، براى نواب و الا جلال الدوله و جناب صاحب ديوان و مقرب الخاقان بيگلربيگى و مؤيد الملك و عاليجاه حبيب الله خان پسر بيگلربيگى و جنابان امام جمعه و شيخ الاسلام و مقرب الخاقان ميرزا حسين خان پسر جناب صاحبديوان و عاليجاه ميرزا عبد الله پيشكار جناب قوام الملك كه الحال لقب مستوفىگرى از ديوان به او التفات شده ، و همان روز ورود معزى اليه خلعتپوشان است .
ديگر آنكه سيصد سوار از ايلات خمسه كه ابواب جمعى جناب قوام الملك است گرفته شده كه سرهنگ ايشان را حبيب الله خان پسر محمد رضا خان بيگلربيگى معين كردهاند و دويست سوار از ايل قشقايى كه ياور آنها پسر حاجى نصر الله خان ايلبيگى قشقايى مقرر شده است ، سرتيپ اين سواران محمد رضا خان بيگلربيگى است ، و همان روز ورود جناب قوام الملك صاحبمنصبان خلعت خواهند پوشيد .
ديگر آنكه در مجلس حكومت از آقا سيد على اكبر فال اسيرى و ظلم و تعدى كردن به جماعت يهود صحبت شده بود ، جناب صاحب ديوان گفته بودند كه حفظ دين اسلام را مىكنم نمىتوانم سيد معززى را از شهر بيرون كنم محض خاطر طايفهء يهود .
ديگر آنكه حضرت و الا ظل السلطان تلگراف بسيار سخت و تغيرآميزى به جناب صاحب ديوان از بابت طايفهء يهود كردهاند به اين مضمون كه " چرا در شيراز آنقدر بىنظم باشد كه سيد على اكبر فال اسيرى اين جور ظلم و تعدى به يهودىها بكند ، اگر سيد ترك اين فقرات را نكند حكما مورد مؤاخذهء سخت و اخراج بلد خواهد شد " . جناب صاحب ديوان تلگراف را براى سيد فرستادهاند . سيد اعتنايى به اين عوالمات ندارد . ديگران كه پنجعلى ابو الويردى خودش به شيراز آمده از ترس جناب قوام الملك .
ديگر آنكه ميرزا عباس داروغه كه طايفهء يهود هم سپردهء اوست بسيار تعدى و ظلم در حق يهودىها مىنمايد ، متصل آنها را مىگيرد چوب مىزند جريمه مىكند . از دست ميرزا عباس داروغه بيشتر عاجز شدهاند تا از سيد على اكبر فال اسيرى . هرچه هم از بابت ماليات پول مىگيرد به كلى قبض نمىدهد ، تا به حال يكصد و پنجاه تومان از آنها اخذ كرده ، از حكومت هم حمايتى در حق آنها نمىشود .
ديگر آنكه مقرب الخاقان ميرزا محمد مستوفى نظام حاكم بندر ابو شهر از خارج شنيده بود كه امساله معزول خواهد شد . به قدر دو سه هزار تومان از بابت پيشكش دروازهء بوشهر و حومهء آنجا گرفته ، آنها را به صاحبانش پس نداده ، از راه بوشهر بطور فرار به طهران رفته است . جناب صاحب ديوان به حضرت و الا ظل السلطان تلگراف كردهاند . منتظر جواب ايشان هستند .
ديگر آنكه بوانات و قتقرى را كه عاليجاهان حاجى عباسقلى خان و محمد هادى خان و ميرزا عباس مباشر آنجا از جانب مقرب الخاقان ميرزا حسين خان واگذار كرده بودند ، خلعت پوشيده رفتند .
ديگر آنكه دختر مقرب الخاقان ميرزا حسين خان پسر جناب صاحب ديوان كه در عقد عاليجاه
وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: على اكبر سعيدى سيرجانى
ص١٥٨