سر دفتر - 110 / 11
جنس ممتاز و برتر از نظاير خود ، نخبه و برگزيده ، عنوان و سرلوحه .
نظامى گويد :
سَرْدفترِ آيتِ نكويى * شاهنشهِ مُلْكِ خوبرويى
« ليلى و مجنون » ص 92 ، س 4
سردمهرى - 124 / 6
بىمحبّتى و بيرحمى و بيمهرى . از « آنندراج » و « غياث اللّغات » ذيل « سردمهر » .
سر فرابستن ، با كسى - 12 / 5
در اينجا ظاهرا كنايتست از : با كسى پيمان بستن و عهد كردن .
سركوب - 5 / 1
در اينجا ظاهرا مصدر مرخّم است - سر كوبيدن - سر كوفتن ، در مفهوم اسم مصدر يا حاصل مصدر .
سروا - 4 / 12
حديث و افسانه . « لغت فرس » ص 7 .
سر وقت - 22 / 3 ، 59 / 12 و 13 ، 85 / 1
( با اضافهء « سر » به « وقت » ) ، در اينجا ظاهرا مراد حال بخصوص و وضع مشخّص و معيّن و خاصّى است كه آدمى در آن قرار گرفته است .