بغايت حرام « 1 » ) و در اينجا « سلخ محرّم » « 2 » موهم است به : روز آخر ماه محرّم .
سماك - 44 / 4
در اينجا مراد از « سماك » بقرينهء « نيزه » در ص 44 س 4 ، « سماك رامح » است ، بيان اين سخن آنكه :
سماكان ( بصيغهء تثنيه ) ، دو ستارهء نورانى است كه يكى از آن دو را « سماك أعزل » و د ديگر را « سماك رامح » ناميدهاند ، و گفتهاند كه :
اين هر دو در دو پاى اسد است . و او را أعزل بدان سبب خواندهاند كه بنزديك وى ستارهاى نيست و گويى أعزلى ( : مرد بىسلاحى ) را ماننده است ، در برابر « سماك رامح » كه نيزهاى براى وى توهّم كردهاند .
از ترجمهء « الآثار الباقية » ص 408 ، و « المثنّى » لأبى الطّيّب عبد الواحد بن علىّ اللّغوىّ الحلبىّ ، ص 23 ، و « لسان العرب » مادّهء ( س م ك ) .
براى اطّلاع بيشتر ، رك : « صور الكواكب الثّمانية و الأربعين » لأبى الحسين عبد الرّحمن بن عمر الرّازىّ ، المعروف بالصّوفىّ ، ص 50 - 54 و 187 - 194 ، و « شرح بيست باب ملّا مظفّر » باب سوم ، در معرفت بروج و كواكب و تقاويم ايشان « 3 » ، ص 30 و 40 .
ظهير الدّين فاريابى گويد :
هامش
( 1 ) - مؤلف را در ص 104 س 1 ببعد بشيوهء معهود خويش ، اصرارى در مراعات نظير و بدايع لفظى و معنوى كلام بوده است كه گريز از تطويل را از شرح و بيان آن صرفنظر شد ، خوانندگان نكتهياب خود بدقايق آن التفات خواهند فرمود .
( 2 ) - مراد آخر محرم سال ششصد و بيست و نه است .
( 3 ) - در اصل شمارهء صفحه ندارد .