هنوز از پسِ پشتم « 1 » حمايلِ جوزا * نكرده بر سر شمشير نيكوان ايثار « 2 »
ز صد نهال كه در باغ عمر بنشاندم * يكى هنوز ببختم « 3 » نيامدست ببار 394
( ع ) ضمان 395 على الأيّام ما أنا طالب « 4 » . نيمشبى كه از باد سخت نفس با يكدو افتاد ، رمقى را كه مانده بود ، رقم عدم نهاد ، تغيّر « 5 » حال دالّ شد ، كه عنقاى 396 روح از عين اين عاريت خانه بقاف عقبى مىرود ، حمام سدره « 6 » نشين 397 جان ، از قفص تنگ قالب ، ببرج « 7 » اصلى مىپرد ، و « 8 » ميزان « 9 » مستقيم طبيعت را باد بيمحابا درگردانيد « 10 » ، صرصر بيرفق سفينهء جان را بلب رسانيد « 11 » ، نزديك شد ، كه رشتهء يكتاى حيات - كه ببادى بسته است ( ع ) اى دوست گل شكفته را
هامش
( 1 ) همهء نسخ : پس و پشتم ، متن مطابقست با : « ديوان استاد ظهير الدّين فاريابى » بتصحيح نگارنده
( 2 ) همهء نسخ : نبرده بر سر شمشير نيكوان تتار ، متن مطابقست با « ديوان استاد ظهير الدّين فاريابى » بتصحيح نگارنده
( 3 ) همهء نسخ : زبيخم ، متن مطابقست با : « ديوان استاد ظهير الدّين فاريابى » بتصحيح نگارنده
( 4 ) قس :
ضمان على الإقبال ما أنت طالب . « تتمّة اليتيمة » ج 2 ص 54 ، و « تاريخ وصّاف » ص 178
( 5 ) مى : تغيير
( 6 ) مى : صدره
( 7 ) مى : بيروح
( 8 ) آيا « واو » زايد نمىنمايد ؟
( 9 ) مى : دبيران
( 10 ) مى : درگردانيده
( 11 ) مى : رسانيده