بادى بس - انقطاع پذيرد ، و شعلهء ضعيف زندگانى - كه بدمى افروخته است - فروميرد .
« مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ »
« - 1 » 398 الله خلقكم ثم يميتكم ثم يحييكم ، « - 2 » 399 نجات را فتح بابى كه در حساب نبود ، فرمود ،
إنّ للّه فى البريّة « 1 » 400 لطفا * سبق الأمّهات و الآباء
خداى كار چو بر بندهاى فرو بندد * بهرچه دست بَرد ، رنج او « 2 » بيفزايد
چو نااميد شود كز كسيش نايد « 3 » هيچ * خداى « 4 » قدرت والاى خويش « 5 » بنمايد
بدست بنده ز حلّ و ز عقد چيزى نيست * خداى بندد كار و ، خداى بگشايد 401
يكى از آنها كه بدام من بسته « 6 » بود ، و ببلاى من گرفتار ، بند خويش باز كرد ، و بنزديك « 7 » من آمد . بند مىگشاد ، و به زبان حال ،
هامش
( 1 ) در « ديوان ابن الرّومىّ » ج 1 ص 153 ، و « انوار الرّبيع » ص 165 ، و « الإعجاز و الإيجاز » ص 272 : بالبريّة
( 2 ) در « ديوان سنائى » ص 784 :بهرچه رنج برد درد دل( 3 ) در « ديوان سنائى » ص 874 : چو اعتقاد كند كز كسش نيايد
( 4 ) سى : خداش
( 5 ) در « ديوان سنائى » ص 784 :خداى رحمت پس آنگهيش( 6 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ :
بسته و ببلاى من گرفتار بود .
( 7 ) متن مطابقست با : سى ، باقى نسخ : و نزديك
( - 1 ) قرآن كريم : 65 / 3
( - 2 ) تلخيصى است از آيهء شريفه :« اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ »قرآن كريم : 30 / 40