او رسيد موافق قول رسول بود . صلى الله عليه و آله . آن جماعت مسلمان شدند .
و سبب كشتن او آن بود كه اپرويز مردى بدخوى بود و بزرگان را خوار داشتى و به گناه اندك ، عذاب سخت فرمودى . در آخر الامر بنياد مصادره و ناواجب نهاد . همگان از وى نفور شدند . اكابر با يكديگر اتفاق « 1 » كردند و شيرويه را بيرون آوردند و او را بر آن داشتند تا پدر را محبوس كرد و از او راضى نشدند تا بفرمود كه او را به زه كمان هلاك كردند . مدت سى و هشت سال پادشاهى كرد .
شيرويه بن اپرويز
چون پدر را بكشت هفده تن از برادران و برادرزادگان خود بكشت . [ پس رنجور شد و علت طاعون بر وى ظاهر گشت و ] « 2 » و او و بيشتر بزرگان فرس از آن هلاك شدند . مدت ملك او هشت ماه بود .
اردشير بن شيرويه
چون پدرش درگذشت او هفت ساله بود . كسى ديگر نبود كه استعداد پادشاهى داشت . و در طيسبون مىبود . آنجا او را بر تخت نشاندند بى مشورت شهربراز « 3 » كه سپهسالار بزرگ بود . از اين خشم گرفت و رفت و او را بكشت و به پادشاهى نشست . توراندخت پرويز جمعى را برگماشت تا او را ناگاه زخمى زدند . مدت ملك اردشير يك سال و شش ماه بود .
هامش
( 1 ) - به غير از الف : « مواطات » .
( 2 ) - الف ندارد .
( 3 ) - نام او فرخان بود ( فارس نامهء ابن بلخى ، ص 261 ) .