حدود بغداد ، و شادروان شوشتر ، و نيشابور از خراسان ، و چند شهر ديگر از سجستان ، و شهر ديگر از هند .
مدت ملك او هفتاد و دو سال « 1 » بود [ و مقام به جندشاپور داشت ] « 2 » .
شاپور بن شاپور
پادشاهى مشفق بود و نيكو خلق و مدت پنج سال و پنج ماه پادشاهى كرد .
پس روزى در زير خيمه نشسته بود . بادى برآمد - و گروهى گويند كه طناب گسسته شد - و خيمه به روى افتاد و هلاك شد « 3 »
بهرام بن شاپور
او را « كرمان شاه » گفتندى ، چه در زمان پدر « 4 » ، شاه كرمان بود . همواره به خود مشغول بودى و به تدبير ملك نپرداختى . مدت ملك او يازده سال بود .
يزدجرد بن بهرام [ الاثيم ] « 5 »
مردى بوده است بد اندرون ، دانشمندان را ترحيب نكردى و اكابر را خوار داشتى و بىبهانه استيصال مردم كردى . بيست و سه سال « 6 » پادشاهى كرد . پس روزى اسبى بغايت نيكو بيامد و نزديك قصر او بايستاد . مردم سعى كردند تا او را بگيرند ، نشد . يزدجرد از غايت حرص بيرون رفت و نزد اسب آمد . اسب بايستاد . يزدجرد او را بگرفت و زين خواست و به دست خود
هامش
( 1 ) - الف و س : « سيزده سال » .
( 2 ) - فقط در س و الف .
( 3 ) - و قومى گفتهاند كى خويشان او ، طناب آن ببريدند و بر سر او افتاد و گذشته شد ( فارسنامهء ابن بلخى ، ص 198 ) .
( 4 ) - گ : « در زمان پدر و برادر » .
( 5 ) - در گ و چاپى د و ج و س .
( 6 ) - س و ج و د و چاپى : « بيست و يك سال » .