در شعبى كه در جنوبى آن است غارى هست و صورت شاپور از سنگ تراشيده چنانچه به شكل ستونى در ميان آن غار ايستاده است « 1 » و بر سر شعب ، صورتى چند ساخته و در ميانهء آن شهر صورت زنجى ايستاده ساختهاند .
و بلاد شاپور از جيل جيلويه از اعمال فارس و جند شاپور از خوزستان « 2 » و شاد شاپور از سيستان « 3 » از آثار اوست .
هرمز بن شاپور
مردى بود با جمال و بها و علم و داد . مدت دو سال پادشاهى كرد .
رامهرمز « 4 » از خوزستان ، و دسكره « 5 » كه ميان بغداد و خوزستان بوده است از آثار اوست .
بهرام بن هرمز
چون بهرام « 6 » [ پادشاه شد شيعهء مانى را مكرم و مرحب داشت و به خود نزديك گردانيد تا مانى بر وى واثق شد ، نزد وى آمد ، او را ترحيبى تمام كرد تا
هامش
به حالت عمارت بازآورد و « بىشاپور » نام نهاد ، اكنون بشاپور مىخوانند » ( ص 176 ) .
( 1 ) - گويند كه در كوهستان بيشاپور ( كه در متن نيشابور است ) شگفتى عظيم هست و بر سنگى كه در آن غار است صورت شاپور بن اردشير تراشيدهاند ، قامت او ده گز ( شيرازنامه ، ص 28 ) .
( 2 ) - ج : « خراسان » .
( 3 ) - الف ندارد . ج : « نيستان » ، د : « و شاپور از قهستان » ، س متوجه نشده و نقاشى كزده ، چاپى : « او بلاد شاپور از خوزستان و نژاد شاپور از جبل جيلويه از فارس و جند شاپور از خوزستان » .
( 4 ) - تاريخ گزيده : « شهر رام » . حمزهء اصفهانى و به تبع ايشان استاد نوائى در پاورقى صفحهء 106 تاريخ گزيده رامهرمز را از بناهاى اردشير مىدانند كه به نظر درست نمىآيد و همين متن نظام التواريخ و فارسنامه ناصرى ( ص 181 ) و حدود العالم ( ص 138 ) منطقىترند .
( 5 ) - الف و ب : « سنگره » ، ج : « دستگره » ، د : « دستگيره » ، س : « دسگره » ، چاپى : « سگزه و لشكر » . دسگره - دسگرد به معنى قريه ، معبد نصارى ، زمين هموار ، بنائى مانند كوشك كه گرد خانه سازند و خانههائى كه در آنها وسائل عيش و طرب را فراهم كنند ( معين ) .
( 6 ) - از اينجا تا حدود سه صفحه بعد را نسخهء ب ندارد .