بود ، و مدت ملك او هفت سال و پنج ماه بود ] . « 1 »
شاپور بن هرمز
الملقب به « ذى الاكتاف » . هرمز چون وفات يافت فرزند نداشت اما زنش آبستن بود . پس امرا و اكابر و موبدان جمع شدند و تاج از بالاى سر زن درآويختند و مطاع او گشتند تا زمانى كه شاپور در وجود آمد و بزرگ شد .
وزرا به خدمتش حاضر شدند و خطوطى كه از جميع ممالك آورده بودند به شكايت از تعدى عرب و غيرهم عرضه داشتند . شاپور با لشكرى آهنگ عرب كرد و خلقى تمام از ايشان كشت و چندى از ايشان را شانهها بيرون كرد « 2 » و درهم كشيد « 3 » و بيشتر چاههاى « 4 » ايشان را انباشته كرد و باقيان را آواره گردانيد . و چهار قوم از ايشان كه امان خواستند هريك به جائى فرستاد : بنى تغلب را به جانب بحرين فرستاد ، و بنى عبد قيس را به جانب يمامه « 5 » ، و بنى بكر بن وائل را به جانب عمان و كرمان ، و بنى حنظله را به جانب اهواز و بصره .
بعد از آن آهنگ روم كرد و قسطنطين يونانى - ملك روم - را ضعيف كرد و خراج از وى بستند و بازگشت . و « مداين » بساخت و « ايوان » بنا كرد و دار الملك ساخت .
و از آثار او فيروز شاپور است كه او را « انبار » گويند و عكبرا و طيسفون از
هامش
( 1 ) - فقط در گ .
( 2 ) - ج و د و چاپى : " سوراخ كرد " ، گ : " و چندى شانههاشان سوراخ كرد " .
( 3 ) - پس مرد را مىآوردى و هردو كتف او به هم مىكشيدى و سولاخ مىكردى و حلقهاى در هر سولاخ كتف او مىكشيدى . و آنك گويند كتف ايشان بيرون ميآورد مستبعد است چه هركه را كتف از وى جدا كنند ، نه همانا بزيد ( فارسنامه ابن بلخى ، ص 190 ) .
( 4 ) - چاپى : « بيشتر در چالها كرد و انباشته ساخت » ، فارسنامه ابن بلخى : « و چاهها و مصنعهاى آب ايشان را مىانباشت » ( ص 191 ) .
( 5 ) - گ : « و بنى قيس و تميم به هجر و يمامه » .