اظهار تنفر از اين ولايت مىنمايد و اين بنده را هم يقين حاصل است كه در اين اراده مستقيم مىباشد . پارسال در غياب ايشان آنچه لازمه صدمه و تهمت بود در زمان قليل كشيدم كه نزديك بود مقصر شوم و جانم به تلف برود . كمال وحشت از اين اراده ايشان دارم و اگر عرضحال خود را و تفصيل را عرض نكنم خيانت به دولت و به خود كردهام و با اين خلق و با اين اجزاء اگر درد و مطلب خود را با استدعاى اعضاء خود نكنم يقينا در جزء سفيهها محسوب خواهم شد و جنابعالى هم كه از راه التفات بنده را عاقل و صديق مقرر فرموده بوديد ، آنوقت بايد به جاى اين لفظ گهربار لفظ سفيهى بنده را با خيانتكارى گذاشته مقرر فرمايند از آنجايى كه هنوز دولت از اراده و خيال جناب قايممقام اطلاعى ندارم ، لهذا جسارت نورزيدم ايشان را ملاقات كرده بعد از اطلاع و گفتگو به توسط ايشان اين بنده هم مطالب و عرض و استدعاى خود را كرده به صدق تمام عرضه داشت خواهد نمود .
امر العالى مطاع مطاع
پشت سند : نوشتجات نصرت الدوله
[ 91 نامه نصرت الدوله دربارهء سفر او به مناطق مختلف ملاير ، تويسركان ، همدان و نهاوند جهت دريافت ماليات - 1294 ق ]
فدايت شوم اين بنده امورات بروجرد را منظم كرده و قرار مدار و دستور العمل او را به انوشيروان ميرزا داده ، دوم ماه ربيع الثانى از راه ملاير و تويسركان عازم همدان مىباشد كه انشاء الله قرار مدار امورات و اقساط او را هم داده در وقت حواله قسط اقساط آنجا را و همهجا را حواله داده خود عازم تويسركان خواهم بود كه چند روزى براى قرار مدار آنجاها در آنجا خواهم بود و بعد به نهاوند خواهم رفت كه به بروجرد و بختيارى و به همهجا سمت است . در موقع دريافت ماليات ايلاتى و هرزگى آنها مراقبتى و مواظبتى به عمل آورده باشم و بعد به صفحات عراق و گلپايگان و خوانسار و سركشى آنجا را خيال دارم كه در معنى خيال بنده دايم در حركت اين صفحات است كه انشاء الله نظم كاملى براى من بعدها و آسودگى حاصل آيد و نوعى به خوبى و زودى اقساط را جمعآورى كرده فرستاده باشم كه مايه روسفيدى گردد . زياده عرضى ندارد .
مجدد عرض مىشود كه قرار وجوهات شهر بروجرد و بلوكات و انتظام او را كلا داده وجوهات بلوكات را به مردمان معتبر اجاره داده اطمينان حاصل نموده قرار دادم كه بعد از يك ماه ديگر خود نواب انوشيروان ميرزا حركت كرده بختيارى برود . به موجب دستور العمل و