مىپردازيم . اگر تعويقى بشود و صاحب جمعان تشدد كنند مىدانيم شما آنها را خودتان معطل نخواهيد گذاشت و اگر فرضا نداشته باشيد تنخواهى حاضر نباشد لله الحمد اعتبار قرض داريد .
ضرورت باشد چيزى قرض كنيد و بدهيد . منفعتى هم بدهيد . البته قبول داريم شما هميشه و همه طور وكالت مطلقه داريد هرچه صلاح دانيد چنان كنيد . ايام بكام باد .
مهر : نصرت الدوله 1271
[ 90 نامه نصرت الدوله در خصوص امنيت ولايات و تكذيب وجود اختلاف بين خود و قائم مقام - 1294 ق ]
فدايت شوم تعليقه مبارك جناب حضرت اشرف كه از چاپار به افتخار اين بنده شرف صدور يافته بود زيارت كردم . كمال مفاخرت را حاصل نمودم . تأكيدى در نظم اين ولايات فرموده بوديد ، الحمد لله از توجه آن جناب نقص در هيچ امور نيست و مكرر هم عرض كردهام كه از نظم اين ولايات آسوده باشيد و اميدوارم كه از جهت اين بندگان به هيچوجه دردسرى به جنابعالى نرسد . زيرا كه به غير از خدمت و صداقت شيوه و شعارى بر خود قرار ندادهايم و جناب قايممقام بيشتر از بيشتر در نهايت جد و جهد اوقات شبانه روز خود را در خدمات ديوانى و امور مملكت مصروف دارند و تعليقه مبارك كه موشح به دستخط مبارك به افتخار اين شده مقرر فرموده بودند او را هم زيارت كردم . براى رفع شبهه لازم آمد كه شرحى عرضه دارم و به مختصرى دردسر دهم . مقرر فرموده بودند كه اين بنده خود را كنار و دور از كار كشيده و علت او را يكى مأموريت شاهزاده اردشير ميرزا و نوشتجات كه به عهده جناب قائم مقام صادر و مقرر است قرار داده و فرمودهاند و از راه التفات تصديق در صداقت و عقل اين بنده هم فرمودند :
فدايت شوم ، كسى كه خود را در راه دولت جان نثار و عبد عبيد بداند از عقل او دور است كه در مأموريت و رجوع خدمت به خودش يا به ديگرى در مقام مؤاخذه و گله و دلتنگى باشد . اگر خدا نكرده از چاكران ديگر مشاهده چنين كار ركيك [ و ] وقيح را اين بنده نمايد ، يقينا او را بىعقل و سفيه خواهم دانست تا چه رسد كه چنين تصورات را خود اين بنده نمايد . صلاح مملكت خويش خسروان دانند . به نمك با محك آن جناب كه اگر چنين خيالات ابدا از دل من گذشته باشد و اگر مقام فعليت هم باشد ذره [ اى ] دلتنگى براى من رو دهد . اما گاهى از آنجايى كه جنابعالى را بر خودم پدربزرگ و مربى مىدانم ، از بىلطفى سركار دلتنگى رو مىدهد . مثل اينكه