نسبت به نتيجهء دليل استقرائى است و هرچند دائرهء استقراء ، وسيعتر گردد قضيّهء استقرائى ، رجحان بيشترى خواهد داشت ولى بسرحدّ يقين نخواهد رسيد .
راه سوّم : راهى كه از نظر موضوعى و واقعى هيچ ارزشى براى استقراء قائل نيست و استدلال استقرائى را بجز يك عادت ذهنى محض ، چيزى نميداند .
( راه اول و روش يقين بخش آن )
بزرگترين پيرو اين راه ، فيلسوف انگليسى ، ( چون استيوارت مل ) است كه يكى از بزرگان بنام مكتب تجربه بشمار ميآيد . او معتقد است كه استقراء پژوهنده را به نتيجههاى قطعى مىرساند « 1 »
ما ميتوانيم موفقيت او را نسبت بمشكلات استقراء به دو بخش تقسيم كنيم كه يكى مربوط بمشگل اوّل و سوّم بوده و ديگرى با مشگل دوّم ارتباط داشته باشد .
( نظر راه اول نسبت بمشگل اول و سوم )
ممكن است نظير اين راه از منطق تجربه را در زمينهء مشگل اوّل و سوّم باينصورت خلاصه كنيم :
اوّلا : او معتقد است كه استقراء بقانون سببيّت نيازمند است و همچنين بقاعدهء اطّراد كه ميگويد : ( حالات همانند نتايج همانند دارند ) و با منطق ارسطو متفق است در اينكه استقراء بقياسى ميپيوندد كه صغراى آن از مثالها تشكيل يافته و كبرايش از دو قضيهء سببيّت و اطّراد ، زيرا استقراءكننده در خلال پژوهش مثالها ، اينمعنا را مىيابد كه انبساط آنها در خلال اين مثالها با حرارت ، همزمان بود و در پرتو دو قضيّهء سببيّت و اطراد ثابت مىكند كه هرگاه پديدهاى بدنبال شرايط خاصّى وجود يافت آن پديده در همهء مواردى كه همان شرايط را دارا باشد وجود خواهد يافت و از اينمقدمه ، چنين نتيجه ميگيرد كه بطور دائم هروقت حرارت در آن توليد شد انبساط نيز وجود خواهد يافت .
و ثانيا روش تجربه كه تعميمات استقرائى را با قضاياى سببى ، مربوط ميسازد
هامش
( 1 ) بكتاب ( جون سيتورت مل ) تأليف دكتر توفيق الطويل ص 144 مراجعه شود