علم اجمالى ارسطو ميگويد : كه اگر ميان ( أ ) و ( ب ) رابطهء سببيّت نباشد همزمانى ايندو با يكديگر بطور استمرار در خلال خطّى طولانى تكرارپذير نيست و اگر بفرض ، كه اين خطّ طولانى عبارت از ده بار تجربهء پىدرپى باشد نتيجه چنين مىشود كه در خلال ده بار تجربهء پىدرپى اگر ديديم ( الف ) با ( ب ) همزمان پديد مىآيند كشف ميكنيم كه ميان آن دو ، سببّيت برقرار است پس اگر ( أ ) يك مادّهء معيّنى باشد كه ما خواسته باشيم اثر آن را در رفع سردرد ، آزمايش كنيم و ( ب ) عبارت از رفع سردرد باشد و ما آن ماده را بده نفر از اشخاصى كه مبتلا بسردرد ميباشند بدهيم و سردرد همگى آنان بر طرف گردد البتّه از اين تكرار همزمانى استعمال آن مادّه با رفع سردرد ، نتيجه ميگيريم كه اين همزمانى ، برحسب تصادف نيست زيرا تصادف نسبى در ده بار قابل تكرار نيست بلكه اين تكرار ، نتيجهء سببيّتى است كه ميان اين مادّه و رفع سردرد هست .
حال فرض كنيم اگر ما پس از اجراى اين آزمايش ، كشف كرديم كه حدّاقلّ ، يك نفر از آن ده نفريكه آزمايش روى آنان انجام گرفته در همان لحظه كه ما آن مادّه را روى او آزمايش ميكرديم بدون اطّلاع ما از يك قرص ( آسپرين ) نيز كه رفعكننده سردرد بوده استفاده كرده است .
در چنين وضعى ، ارزش آزمايشى كه به عمل آمده نسبت به اين يك نفر در زمينهء دليل استقرائى بواسطهء اين كشف از بين ميرود و اين آزمايش نقش خود را در تكوين دليل استقرائى و دانستن اينكه ميان ( أ ) و ( ب ) يعنى ميان مادّهاى كه مجراى آزمايش گرديد و مرتفع شدن سردرد ، سببيّتى وجود دارد از دست ميدهد و موقعيت ما در مقابل اين آزمايشها درست ، مانند همان وقت مىشود كه اگر آزمايش را نسبت به 9 نفر اجرا ميكرديم و در تمام آن نه نفر به نتيجه مثبت ميرسيديم .
پس اگر حدّاقلّ براى استقرائى كه مفيد علم باشد ده بار فرض شده است
الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: السيد محمد باقر الصدر
ص٦٥