تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
كه ما در آدمى و چهارپايان و پرندگان كرده باشيم ولى بايد توجه داشت كه از استقراء علم صحيح بدست نمىآيد زيرا چه بسا مىشود كه آنچه از جزئيات آن بكلّى استقراء نشده ، بر خلاف آن باشد كه استقراء كرده است مانند تمساح در مثالى كه گفتيم بلكه گاهى مىشود كه مورد اختلاف كه حكمش با حكم مورد استقراء فرق دارد تمام مواردى باشد كه استقراء نشده « 1 » . و اما استفاده از استقراء بدين منظور كه بتوانيم حكم را نسبت بحالاتى كه در تمام خصوصيات و مقوّماتى كه محسوس است شبيه و مانند هم ميباشند عموميّت دهيم اينچنين تعميم گرچه در منطق ارسطو صحيح است ولى اين عموميّت به نظر او نميتواند فقط براساس گردآورى مثالها و شواهد استوار شود زيرا مجرّد جمع - آورى تعدادى از مثالها نميتواند برهان وجود ارتباط سببيت ميان دو پديده‌اى باشد كه در خلال استقراء در مثالها و شواهد مقارن يكديگر بوده‌اند . درست است كه هرپديده‌اى بناچار سببى دارد بر طبق قاعدهء عقلى كه ميگويد ( هر حادثه‌اى را سببى است ) ولى ضرورتى ندارد كه اگر تعدادى از مثالهاى گرد - آورى شده را ملاحظه كرديم بگوئيم يكى از دو پديده‌هاى مقارن سبب پيدايش ديگرى است . زيرا اين همزمانى در پيدايش همانطور كه ممكن است از ناحيهء سببيّت يكى از براى ديگرى باشد هم‌چنين امكان دارد كه تصادفى محض باشد و سبب واقعى ، چيز ديگرى باشد كه در خلال استقراء به نظر ما نرسيده است و اگر جمع‌آورى تعدادى مثال از اثبات سببيّت ميان دو پديده عاجز باشد قهرا از اثبات تعميم نيز عاجز خواهد بود يعنى نخواهد توانست ثابت كند كه در پيدايش بعدى نيز ميان ايندو پديده همزمانى خواهد بود زيرا ما دامى كه احتمال ميرود كه مقارنت آن دو در خلال استقراء به حكم تصادف بوده است هيچ ضرورتى نخواهد داشت كه اين تصادف هميشه
هامش
( 1 ) منطق الاشارات ابن سينا ص 231