پائينشان حركت مىكند نميتوانيم اين پديده را تعميم بدهيم و بگوئيم هرحيوانى ( حتى حيوانات دريائى مانند تمساح مثلا ) بهنگام جويدن فك پائيناش حركت مىكند زيرا تمساح در خصوصيات و مقوّمات ، با حيواناتى كه ما استقراء كرديم اختلاف دارد و به همين جهت ممكن است در اين پديده ( يعنى حركت فك پائين ) نيز با آنان اختلاف داشته باشد .
غزالى گويد : در تمام بودن استقراء اين مقدار كافى نيست كه هرچيزيرا كه تو به آن دسترسى داشتى بررسى نموده و شاهد حكم قرار بدهى باوجود اينكه امكان داشته باشد كه چيزى باقى مانده و بر خلاف اين باشد كه در دسترس تو قرار گرفته است مانند اينكه : آدمى حكم كند كه هرحيوانى بهنگام جويدن ، فك پائيناش حركت مىكند و منشأ اين حكم آن باشد كه بيشتر اصناف حيوانات را استقراء كرده ولى همهء اصناف آن را نديده باشد .
البته چنين كس نميتواند ايمن باشد . از اينكه در دريا حيوانى يافت شود كه فك اسفلش بهنگام جويدن حركت نكند ( مانند تمساح چنانچه گفته شده است ) و اگر حكم كرد كه بجز آدمىزاده هرحيوانى بهنگام انجام عمل جنسى بدون اينكه با هم روبرو شوند از پشت سر بجنس مخالف مىجهد نمىتواند اطمينان بيابد كه عمل جنسى قنقذ ( خارپشت ) كه يكى از حيوانات است و هنوز آن را نديده است بطور روبرو انجام نميگيرد .
پس حاصل مطلب اينكه استقراء تام ، مفيد علم است و استقراء ناقص مفيد علم ناقص : گمان « 1 »
ابن سينا گويد : استقراء آن است كه باستناد آنچه كه در جزئيات بسيارى ديده مىشود حكمى دربارهء كلى داده شود مانند اينكه ما حكم كنيم كه هرحيوانى بهنگام جويدن ، فك پائين خود را حركت ميدهد و اين حكم باستناد استقرائى باشد
هامش
( 1 ) معيار العلم غزالى ص 163